پيدايش علائم ظهور بود آگاه شوند ، تا بدانند كه در زمان آنها ظهورى واقع نخواهد شد ، چون هنوز امتحان برگزار نشده و ديگر نشانههاى ظهور پديدار نگشته است .
( 1 ) اين مطلب را مىتوان از چندين جهت ضعيف و بىدليل دانست ، كه روشنترين جواب اين است كه ممكن است يك انسان معمولى فكر كند كه احتمال دارد در همان دوره عمر او آن امتحان انجام گيرد و آن نشانههاى ظهور ظاهر گردد ، و احتمال بدهد كه تا زمان ظهور چندان وقتى هم نمانده است ، و ممكن است كه حضرت در همان دوره عمر او قيام كند . و همين احتمال كافى است كه او را در حال انتظار و چشم به راهى نگاه دارد ، و او خود را آماده ظهور حضرت كند ، و فكر و انديشهء خود را براى ظهور حضرت آماده و روبهراه گرداند ، و به خودسازى بپردازد .
( 2 )
دورهء چهارم : دوران غيبت كبرى ( دورهاى كه ما در آن به سر مىبريم )
قبلا گفتيم كه در اين دوره ، انتظار به معناى چشم به راه بودن و در انتظار ظهور و برپايى روز موعود در هر زمان و هر روز بودن است ؛ زيرا ظهور ، فقط وابسته به اراده خداوند است و هيچ شرط ديگرى ندارد ، چنان كه در آخرين پيام حضرت به آخرين نايب خاص - كه در آن پيام ، پايان دوره غيبت صغرى و آغاز غيبت كبرى را اعلام مىفرمايند - آمده است كه حضرت فرمودهاند :
« ظهورى نخواهد بود ، مگر بعد از اجازه خداوند متعال » « 18 » .
( 3 ) و يا رواياتى كه فرا رسيدن روز ظهور حضرت را به صورت ناگهانى و بدون مقدمه مطرح مىكند ، چنان كه در نامه حضرت به شيخ مفيد ، اين مضمون آمده بود ، و ديگر رواياتى كه به زودى متذكر آنها خواهيم شد .
( 4 ) آرى ، ممكن است كه بگوييم در آغاز غيبت كبرى ، دلايل و نشانههايى بر عدم فوريت ظهور وجود داشت ، چنان كه در همان آخرين پيام حضرت مىخوانيم كه حضرت مىفرمايد : « غيبت كلى واقع شد و ظهورى نخواهد بود مگر بعد از
هامش
( 18 ) تاريخ الغيبة الصغرى / 634 ؛ غيبت شيخ طوسى / 243 .