( 1 )
دورهء سوم : دوران غيبت صغرى ( براى شيعيان اماميّه )
در اين دوره - چنان كه در تاريخ غيبت صغرى دانستيم - حضرت به صورت پنهانى مىزيست ، و شيعيان خود را رهبرى مىفرمود ، و بديهى است كه در اين دوره ، شيعيان هر لحظه انتظار ظهور حضرت را داشتند ؛ زيرا مرتب از سوى حكومتهاى وقت بر آنها ستم و بيداد وارد شده ، و از طرف ديگر ، آنها يقين به وجود حضرت داشتند ، و مىدانستند كه آن حضرت از تمام اوضاع و احوال آشفته و پريشان جامعه آگاه است . و اين را نيز مىدانستند كه خداوند او را براى برافكندن ريشه ظلم و فساد از روى زمين و از پهنه گيتى ذخيره كرده است ؛ ولى از اينكه خداوند براى اين كار در آن برنامهريزى خود ، زمان ويژهاى معين كرده غافل بودند ، و نمىدانستند كه هنوز شرايط ظهور آماده نشده است .
( 2 ) و اگر در اين مسأله عميقتر بينديشيم ، مىبينيم كه خود اين جو فكرى ، داراى مصلحتى بوده و آن حضرت صلاح نمىدانستهاند كه اين حالت انتظار مردم را تبديل به يأس و نوميدى كنند ، بلكه مصلحت در همين بوده كه هر لحظه در انديشه انتظار آن حضرت به سر برند ، و اين خود در ايجاد پيوند و علاقه بيشتر و عاطفه و محبت افزونترى نسبت به آن حضرت از سوى پيروان و شيعيانش مؤثر بوده است . و لذا حضرت ، اين انتظار سريع آنها را تصحيح نكرده ، و آن حالت را تكذيب نفرمودند ؛ زيرا هر چه اميد در اشخاص ، قويتر و نيرومندتر باشد ، ارتباط و پيوند با آن حضرت بيشتر و محكمتر خواهد بود .
( 3 ) بلكه اخبار و رواياتى وارد شده است كه حضرت ، خود به اين حالت انتظار ، شدت بخشيده و نزديكى زمان ظهور خود را تأكيد فرمودهاند ، كه اين روايات را در كتاب تاريخ غيبت صغرى نقل كرده و اشكالات و مناقشات آنها را متذكر شديم . « 17 »
( 4 ) گاهى چنين به ذهن مىرسد كه در اين دوره مردم مىتوانستند از اخبارى كه ظهور حضرت را متوقف بر امتحان و آزمايش مىدانست ، و يا رواياتى كه گوياى
هامش
( 17 ) تاريخ الغيبة الصغرى / 584 و صفحات بعد .