تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
« اين امر به شما نخواهد رسيد مگر بعد از نوميدى . » ( 1 ) و يا مىفرمايند : « هيهات ، هيهات ، آنچه به سوى آن گردن مىكشيد و در انتظار آن هستيد واقع نخواهد شد مگر بعد از آنكه امتحان شويد . » « 8 » ابو بصير از حضرت صادق نقل مىكند كه حضرت فرمود : « چه عجله‌اى براى ظهور و خروج حضرت قائم - عليه السلام - داريد ؟ ! به خدا سوگند لباسى جز لباس خشن و درشت نمىپوشد و غذايى جز غذاى سخت و ناگوارتر نمىخورد . » « 9 » ( 2 ) از ابراهيم بن هليل روايت شده است كه گويد : به حضرت ابو الحسن رضا - سلام اللّه عليه - عرض كردم : پدرم با اين اعتقاد از دنيا رفت و من نيز به اين سن و سال كه مىبينيد رسيده‌ام . من خواهم مرد و شما چيزى به من نمىگوييد ؟ ! حضرت فرمود : اى ابو اسحاق ، تو عجله مىكنى ؟ ! گفتم : آرى ، به خدا سوگند شتاب مىكنم و چرا عجله نداشته باشم ، در حالى كه به سنى رسيده‌ام كه مشاهده مىفرماييد ! حضرت فرمود : « اى ابو اسحاق ، اين امر واقع نخواهد شد مگر اينكه از يكديگر جدا و شناخته شويد و آزمايش گرديد و تا آنجا كه در بين شما جز افراد اندكى باقى نمانند . . . » « 10 » ( 3 ) اين اخبار به وضوح و روشنى ، گوياى انتظار و چشم به راه داشتن براى فرا رسيدن روز موعود در همان زمان آنها مىباشد ، تا آنجا كه ابو اسحاق فكر نمىكرده كه به پيرى برسد و سنش زياد شود و هنوز حضرت مهدى ظاهر نشده باشد . ( 4 ) و همچنين است اگر به رواياتى رجوع كنيم كه گوياى توقع مردم از امامان است كه به پا خيزند و كار حضرت مهدى را انجام دهند ، همچون روايت قبلى كه حضرت باقر - عليه السلام - مىفرمايد : من صاحب شما نيستم . . . و روايت
هامش
( 8 ) غيبت نعمانى / 209 . ( 9 ) غيبت نعمانى / 233 . ( 10 ) غيبت نعمانى / 208 .