تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
« اين امر واقع نخواهد شد مگر بعد از نوميدى ؛ نه به خدا سوگند تا اينكه از يكديگر جدا و شناخته شويد ؛ نه به خدا سوگند تا وقتى كه آزمايش گرديد ، نه به خدا سوگند شما را فرا نخواهد رسيد تا وقتى كه شقى و بدبخت شود آن كس كه شقى و بدبخت مىشود و سعادتمند و خوشبخت شود آن كس كه سعيد خواهد شد . » « 7 » و همچنين وقتى اخبار مربوط به پديد آمدن نشانه‌هاى ظهور را مطالعه كنيم ، نشانه‌هايى مىبينيم ، كه در دوران ائمه اطهار ، هيچ يك از آنها وجود نداشته است ، همچون « صيحهء آسمانى » و « خسف » كه در آينده خواهد آمد ، و تا وقتى اين نشانه‌ها آشكار نشود حضرت ظهور نخواهد كرد . به طورى كه در بخش سوم اين كتاب توضيح خواهيم داد . بنابراين در زمان حضرت رسول و ديگر امامان ، مسلمانها ظهور حضرت را منتظر نبودند ، گرچه به صورتى حتمى و مسلم ظهورش را در آينده معتقد بودند و باور داشتند . ( 1 ) مىگوييم : اين مطلب از جنبه تئورى و نظرى مىبايست به همين گونه باشد و صحيح است ، لكن واقعيت غير از اين بوده ، و اگر چه در زمان رسول خدا مطلب از همين قرار بوده ، لكن در زمان ائمه - عليهم السلام - اين نظريّه بىاشكال نيست ؛ زيرا ما در آن زمانها انتظار ظهور حضرت را در بين مردم به فراوانى مىبينيم ؛ هم در بين شيعيان و پيروان ائمه ، و هم در ديگر طبقات مردم . و امّا در ديگر طبقات كه روشن است ، زيرا آنان تولّد و قيام حضرت مهدى را بعد از رحلت حضرت رسول ، ممكن دانسته و بر طبق عقيده آنها ، اشكالى در آن نبوده است . ( 2 ) و امّا در بين شيعيان نيز تاريخ بر اين انتظار آنان گواهى مىدهد ، زيرا اخبار تمحيص و آزمايش ، گوياى همين مطلب است كه شما از اين انتظارى كه داريد ، مأيوس مىشويد و حضرت بعد از يأس شما ظاهر خواهد شد . آنجا كه حضرت مىفرمايد :
هامش
( 7 ) كمال الدين / 346 ؛ كافى 1 / 370 .