مىفرمايد :
لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ
وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً
و رسول اكرم مىفرمايد : « يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا » .
( 1 )
نكته چهارم : مفهوم انتظار نسبت به ادوار مختلف دعوتهاى الهى
قبلا با دليل و برهان ثابت كرديم كه هدف و انگيزه اساسى از آفرينش انسان ، پيدايش روز موعود است كه خداوند متعال از طلوع فجر خلقت ، براى آن برنامهريزى دقيقى كرده و تا وقتى كه آن شرايط و آن روز روشن موعود پديد نيايد ، آن برنامهريزى پيگيرى مىشود ، تا آنكه آن روز شكوهمند فرا برسد .
از آن هنگام كه پيامبران الهى ، بشريت را از وجود چنين آيندهء درخشانى آگاه ساختند و نويد آن روز را دادند ، انسانها چشم به راه چنين روزى بودند ؛ ولى به شكلهاى گوناگون و نسبت به زمانهاى مختلف ، هر يك براى خود ترسيمى از آن داشتند كه مىتوان آنها را به چهار دوره و يا چهار مرحله تقسيم كرد :
( 2 )
دورهء اوّل : دورهء پيش از اسلام
در اين دوره ، مردم از سخنان پيامبران پيرامون روز موعود ، دو چيز وابسته به يكديگر مىفهميدند . اوّل اينكه زمان تحقق اين روز مشخص نيست و فقط موكول به ارادهء خداى متعال است . و دوم اينكه اين پيامبرى كه خود سخن از آن روز مىگويد ، پيشواى آن روز نيست و خداوند او را براى چنان روزى ذخيره نكرده است ؛ بلكه شخص ديگرى را در آيندهاى بسيار دور ، براى آن كار برگزيده ، و اين مأموريّت را به او واگذار خواهد كرد .
( 3 ) در اين صورت ، انتظار بدان معنى كه در دوران غيبت كبرى ممكن است تفسير شود نخواهد بود ، و همانگونه كه در اين دوره به معناى پديدار شدن هر لحظه و فرا رسيدن در هر آن مىباشد ، در آن زمانها بدان معنى بوده كه هنوز وقت آن نرسيده و قرار نيست به اين زوديها فرا رسد ، و فقط همين اندازه كافى است كه به آن آينده روشن معتقد باشند و آن را باور داشته باشند .
در اين دوره ، اگر چه مردم سرّ آن را نمىدانستند و توجهى به آن نداشتند ، ولى با در نظر گرفتن برنامهريزى كلى الهى ، و اينكه دانستيم در آن زمانها