نيستند ، لكن بايد بدانيم كه اين اندازه قليل و اندك ، براى رهبرى و زمامدارى در روز ظهور حضرت كافى نيست ، و مىبايست از مجموع اين تلاشهاى اختيارى ، و به عبارت ديگر اين آزمايشهاى اختيارى و اضطرارى ، درجهاى از اخلاص و احساس مسئوليّت پديد آيد كه بتواند جهانى را اداره كند و بر سراسر گيتى حكمفرما باشد .
( 1 ) و روشن است كه آن اندازه اندك آزمايشات اختيارى ، كه احيانا چند نفر معدود در خود ايجاد كردهاند ، نمىتواند آن اثر سريع و آن تحرك عظيم را در دنيا ايجاد كند ، بلكه بايد يك آزمايش عمومىتر به صورت اضطرار پديد آيد تا در آن حالت آزمايش خدايى افرادى را بسازد ؛ از تنبلى و سستى به درآورد ، و شرايط ظهور را آماده سازد ؛ البته در كنار ديگر زمينههاى فرهنگى و فلسفى كه در هر زمانى جامعه اسلامى واجد آن مىباشد .
با در نظر گرفتن اين مطلب ، ديگر آن سخن كه گفته بود : « اعتقاد به حضرت مهدى ، انسان را از كارهاى اصلاحى و اجتماعى بازمىدارد و مانع مىشود » ارزشى ندارد و سخنى بيهوده است .
( 2 ) ديدگاه سوم :
بعد از آنكه از برنامهريزى كلّى خداوندى درباره روز موعود آگاه گشتيم ، معنى و مفهوم حديث رسول خدا را به راحتى مىتوانيم بفهميم كه فرمود :
« يملأ الأرض قسطا و عدلا كما ملئت ظلما و جورا » :
زمين را از قسط و عدل پر مىكند همانگونه كه از ظلم و جور پر شده است .
( 3 ) وجود ظلم و جور پيش از ظهور حضرت ، خود يكى از اجزاء اين برنامهريزى است ، زيرا دومين شرط ظهور را فراهم مىآورد و باعث مىشود كه نيروى اخلاص و اراده محكم افراد به صورتى همگانى ايجاد شود . البته وجود چنين اراده و اخلاصى محكم و پاىبرجا ، در افراد بسيار اندك خواهد بود و ديگر مردم در همان مسير انحراف و كژى خود گام مىنهند .
( 4 ) بنابراين سراسر گيتى را ستم و بيداد فرا مىگيرد ، لكن نه آنكه خداوند آن را ايجاد كند و به جبر و زور پديد آورد ، بلكه از آنجا كه اكثر افراد مردم دنبال
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 367
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٦٧