منافع خود رفته و به فكر رفاه و راحتى خويشند ، و در مقابل ظلم و ستم هيچگونه پايمردى و استوارى از خود نشان نمىدهند ، خواه ناخواه ظلم و بيداد فزونى مىيابد . و اين حالت منافات با پيدايش شرايط ظهور و آمادگى ظهور حضرت ندارد ، زيرا اين آمادگى در وجود تعداد اندكى از مردم كه به خودسازى پرداخته و بر ايمان و ارادهء خود مىافزايند ، تحقق مىيابد .
( 1 ) يك فرد ، به حالت فردى ، نمىتواند زمين را از ظلم و جور پر كند ، و توان و اختيار چنين كارى را ندارد ، بلكه انسانها به صورت جمعى و به صورت كلّى جهان را پر از ظلم و ستم مىنمايند ، البته در صورتى كه از مسائل اخلاقى و مذهبى به دور باشند ، و جامعهاى ناقص و عقب افتاده داشته باشند . در چنين جامعهاى ، يك فرد مسلمان بايد سعى كند كه از راه مبارزه با ظلم و ستم و كوشش در ريشهكنسازى و جلوگيرى از رشد آن ، بر اراده و اخلاص خود بيفزايد تا به تدريج شرايط ظهور را مهيا سازد .
( 2 ) و اى كاش اين نكته براى همگان روشن مىشد كه آنچه شرط ظهور است ، همين رسيدن افراد است به اين درجه و سطح از ايمان و اخلاص ؛ نه آنكه فزونى بيداد و ستم و پر شدن زمين از ظلم و جور شرط ظهور باشد . ( چنان كه بعضى چنين پنداشتهاند . )
( 3 ) زيرا واضح و مسلّم است كه اگر سراسر گيتى را ظلم و جور بگيرد و اصولا عنصر ايمان از بين برود ، و ريشهء تقوى و پارسايى بخشكد ، ديگر امكان ندارد كه يك رهبر به صورت عادى و معمولى كارى انجام دهد و اصلاحاتى را به وجود آورد ، بلكه راه اصلاح ، منحصر به معجزهاى خواهد بود ، كه ما قبلا ثابت كرديم كه چنين اعجازى به وقوع نخواهد پيوست ، و يا مىبايست پيامبرى تازه بيايد كه آمدن آن هم بر خلاف ضروريّات است ؛ زيرا اين مطلب ، ضرورى ديانت مقدّسهء اسلام است كه بعد از حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله - پيامبرى ديگر نخواهد آمد .
( 4 ) انديشه مهدويّت ، متضمن اين مفهوم است كه در آينده ، ايمان بر كفر چيره خواهد شد ، به همانگونه كه مدتها كفر بر ايمان سلطه داشته است . و در هر دو حالت وجود كفر و ايمان هر دو مطرح است . چنان كه خداوند نسبت به مؤمنين
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 368
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٦٨