تنآسايى عادت كرده ، هيچگاه نخواهد توانست خود را به آن حد مطلوب از اخلاص و فداكارى برساند . و بر فرض هم كه به جايى برسد ، بسيار كند خواهد بود ، و لنگلنگان قدم بر خواهد داشت .
( 1 ) چنان كه هرگاه مردمى به ظلم و ستم عادت كنند و پذيراى آن باشند ، هيچگاه به فكر مبارزه با آن نيفتاده و هيچ كارى نخواهند كرد ، و خواه ناخواه مردمى خائن و پست بوده و نتيجتا در سطحى پايين از اخلاص و احساس مسئوليّت خواهند بود و پيدايش آن حالت ايثار و فداكارى در چنين مردمى به زمانى بيشتر نياز دارد . و خداوند فرموده است :
إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ
« 2 » .
و اى كاش مىتوانستم بفهمم مردمى كه از اصلاح جامعه كوچك خود ناتوانند ، چگونه خواهند توانست كه در روز ظهور حضرت ، جهان و جهانيان را اصلاح كنند و چهرهء گيتى را تغيير دهند .
( 2 ) بنابراين مىتوان گفت اساس و پايه اصلى بالا بردن درجه اخلاص ، احساس مسئوليّت ، و گذار از شرايط سخت زندگى ، و ايثار و فداكارى و انديشهاى راستين ، توأم با تلاش ، مىباشد كه شرط اساسى براى به دست گرفتن زمام امور در روز موعود همين است .
( 3 ) بنابراين مىتوان گفت آنان كه عقيده به وجود حضرت مهدى را موجب
هامش
( 2 ) رعد / 11 : همانا خدا آنچه را قومى دارند دگرگون نمىسازد ، مگر آنكه آنان آنچه را خود دارند دگرگون كنند .
ناگفته نماند : عبارات بعدى همين آيهء شريفه و روايات وارده در ذيل آن و نيز ملاحظهء آيهء 53 از سورهء انفال روشن مىسازد كه در اينجا مقصود از ايجاد تغيير و دگرگونى ، گرفتن نعمتها و نزول بلايا بر اقوام ناسپاس است . از نظر قواعد كلّى و اصول بينش اسلامى - چنان كه در برخى از روايات مورد اشاره نيز آمده است - جز اين نيست كه خداى متعال جز در مواردى كه مردمى خود بد كنند ، براى آنان بد نمىخواهد ؛ ولى در مورد اعطاى نعمتها فضل و عنايت الهى مقدّم است - يا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها - و اعطاى نعمتها منحصرا موكول به افعال نيك اختيارى نيست ، بلكه مبدأ خيرات و نعمات توفيق و يارى خداى سبحان است و البتّه پس از تحقق عمل نيك نيز فضل الهى يقينا شامل بندگان شده و بازهم بابهاى ديگرى از خيرات به روى آنها گشوده مىشود . ( مترجم )