است كه آزاديهاى فكرى و سياسى و آزادى بيان و سخن گفتن را از آنها گرفته اگر سخن گويند آنها را مىكشند ، و يا به شكنجه و زندان تهديدشان مىنمايند ، و اگر هم تسليم شوند و لب فرو بندند مال و جانشان را مباح دانسته ، سرمايهها و همه چيز آنها را به يغما مىبرند و چپاول مىكنند .
( 1 ) و نيز از آن جمله ، اكراهى است كه رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - از فزونى طلاق در بين مردم ابراز مىدارند ، با اينكه در زمان آن حضرت طلاق اندك و كم اتفاق مىافتاد ، زيرا در آن زمان زن و مرد ملتزم بودند كه بر طبق دستورات اسلامى با يكديگر زندگى كنند و خودخواهيها را كنار بگذارند ، لكن وقتى مردم تعاليم اسلامى را پشت سر افكنده و راه انحراف را در پيش گرفتند ، خواهناخواه اساس خانوادهها از هم پاشيده شده ، و حتى بعد از آنكه فرزندانى از يكديگر دارند اقدام به طلاق مىكنند .
( 2 ) جامعهشناسى جديد اثبات كرده است كه كثرت طلاق به خاطر انگيزههاى تازهاى است كه در زندگى اجتماعى امروز پديد آمده ، و اين تمدن جديد آثار شوم بيشترى در آينده خواهد داشت ، و از اين به بعد دولتها بايست مبالغى را براى ايجاد پناهگاههايى براى سرپرستى اطفال بىسرپرست در نظر گيرند تا از اين گونه فرزندان نگهدارى كنند .
و نيز از آن جمله اين عبارت است : « فقر و فاقه گسترش پيدا مىكند » .
گسترش يافتن فقر به خاطر يكى از دو سبب است كه هر دو از برنامهريزيهاى غلط اقتصادى پديد مىآيد :
( 3 ) سبب اوّل : سرمايهدارى و يا پول محورى نزد برخى از مردم كه ديگران را به حالت فقر و ناتوانى نگهداشته و آنان را در تمامى مسائل زندگى چه از نظر سياسى ، و يا اقتصادى ، و يا اجتماعى محكوم خويش ساختهاند ، بلكه بسيارى اوقات ، اخلاق و عقايد آنها را نيز تحت تأثير خود قرار دادهاند ؛ زيرا هميشه پولداران علاوه بر نفوذ سياسى و اقتصادى خود ، زمام امور تربيت و فرهنگ يك ملّت را نيز به دست مىگيرند .
( 4 ) سبب دوّم : پايين بودن سطح اقتصاد در تمام اجتماع به سبب كمبود درآمد
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٣٩