اين مطلب علاوه بر نكته فوق ، دليلى واضح بر درستى ، روايات گذشته مىباشد كه در آنها از وجود فرمانروايانى كافر ، و وزيرانى ستمكار و انديشمندانى تبهكار و فاسق خبر داده بود .
( 1 ) امر هشتم : در مبحث روش فهم دلالت روايات ، به اين نكته اشاره كرديم كه گاهى در روايات تعبيراتى را مىبينيم كه در طول مرور زمان مصداق آنها تغيير كرده ، و مصاديق جديدى براى آنها به وجود مىآيد ، گرچه به هنگام صدور روايت افرادى كه در آن زمان مىزيستهاند مصداق معينى را مىفهميدهاند ، و يا در خود روايت به خاطر فهم آنها ، به همان مصداق معين تصريح شده است ، و ما گفتيم كه مىبايست مصداق را توسعه داد و آن مفهوم را كه در روايت آمده است با مصاديق جديد منطبق كرد ، به ويژه وقتى كه مىدانيم رسول خدا و يا ائمه - عليهم السلام - مقصودشان همان مصداقى است كه در زمان وقوع آن حادثه وجود خارجى دارد ، نه آن مصداقى كه به هنگام گفتن روايت وجود داشته است . و بديهى است كه ممكن است در دو زمان ، دو مصداق با يكديگر تفاوت زيادى داشته باشند .
وقتى به اين نكته توجه پيدا كرديم ، مىتوانيم اين مطلب را بر بسيارى از تعبيرات اين روايات منطبق سازيم .
( 2 ) از آن جمله است اين عبارت : « و زنان بر روى زينها سوار مىشدند » . زين ، گرچه مصداقش همان چيزى است كه روى اسب گذاشته مىشود و در زمانهاى گذشته گاهى هم زنها بر آن سوار مىشدهاند ، و اين پيشگويى در برخى از زمانها اتفاق افتاده و اين روايت درست از كار در آمده است ؛ لكن در عين حال ما مىتوانيم مصاديق ديگرى براى زين پيدا كنيم ، وقتى كه از كلمه زين ، هرگونه وسيله سوارى مخصوص به مردها را بفهميم . بدان معنى كه اگر زنها بخواهند از آن استفاده كنند ، لازمهاش تبرج و خودنمايى و بيرون شدن از وضع اسلامى و آداب دينى است ، چنان كه در اسب سوارى در آن زمانها اين حالت به وجود مىآمده است . همچنين است دوچرخه سوارى ، و يا موتورسوارى ، يا رانندگى ماشين ، و يا خلبانى ، و يا كشتىرانى و امثال اينها .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 337
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٣٧