تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
و عاليترين الگو براى زندگى به شمار مىآورند ، و در نظر كوتاه و انديشه غلط آنها ، از تعاليم اسلامى پيشرفته و مترقىتر به حساب مىآيد . ( 1 ) نمونه ديگر : « رويبضه سخن مىگويد » . مقصود از اين جمله همان‌گونه كه رسول خدا - صلوات اللّه عليه و آله - خود تفسير فرموده است ، آن كسى است كه دربارهء امور مردم لب به سخن بگشايد بدون اينكه اين كار از او سابقه داشته باشد . ( 2 ) بهترين معنايى كه مىشود براى اين عبارت كرد ، آن است كه بگوييم : در جامعه اسلامى تا گذشت قرنها كسانى كه از سوى مردم سخن مىگفتند و ادارهء امور جامعه را بر عهده داشتند ، در هر حال به گونه‌اى داراى عنوانى دينى - مانند خليفه ، قاضى و فقيه - مىبودند . تا آنكه تمدن جديد به جهان اسلام وارد شد ، و به دنبال آن گروهى از اشخاصى فاسد و منحرف براى خويش جايز شمردند كه از طرف عامّه مردم و به نام ملّت سخن رانند و در امور جامعه ابراز نظر كرده و ادارهء شئون اجتماعى را بر عهده گيرند ، و بدون اينكه حقيقتا شايستگى و حق اين كارها را داشته باشند ، با توسّل به قواى نظامى بر جوامع اسلامى چيرگى يافتند . در پى اين اوضاع سخن گفتن به نام ملّت و از سوى مردم شعارى شد كه در جامعه ريشه دوانيد و بسيارى آن را پذيرفتند ، در حالى كه اين كار نمايشگر يك انحراف حقيقى از اسلام است ؛ زيرا در اسلام سخن گفتن حاكم و فرمانروا بايد به نام خدا و از سوى حق باشد ، نه به نام ملّت . ( 3 ) و شايد تعبير به كلمه رويبضه اشاره به وجود جريانى پنهانى و سر پوشيده باشد كه مدّت زمانى در بين مسلمانها وجود داشته و سرانجام اين وضعيّت را نتيجه داده است . ( 4 ) اين مطلب با آنچه كه از تاريخ شناخته و مىشناسيم ، درست از كار در مىآيد ؛ زيرا استعمار در آغاز سلطهء فرهنگى و عقيدتى خود را بر مغزهاى بسيارى از افراد اين كشورها گسترش داده ، و نتيجتا در طول زمان حكومت نيز در تحت سلطهء اين گونه افراد در آمده است و سپس اين گونه حكومتها برنامه‌هاى كفرآميز آنان را در كشورهاى خود پياده كرده‌اند . بنابراين ، اين سلطه و چيرگى فكرى سالها به صورت پنهانى در جامعه فعاليّت مىكرده تا توانسته پيدايش اين حكومتها را در نهايت امر ، زمينه‌سازى نمايد .