به اهلش بسپاريم . همچون روايتى كه نعمانى در كتاب غيبت ذكر كرده است كه :
« دوازده پرچم شبههانگيز پديد مىآيد » و يا آنچه كه ابن ماجه روايت كرده است كه : « پيش از قيام قيامت ، حدود سى نفر دجال دروغگو خروج مىكنند كه هر يك خود را پيامبر مىخواند . » ( اگر نبوّت را به معناى اصطلاحى بگيريم كه آوردن وحى از سوى خدا باشد . ) و در كتاب صحيح بخارى مىگويد « 91 » : « همه آنها بدروغ ادّعا مىكنند كه پيامبر خدايند . » اين ارقام و شمارهها ثابت نشده گرچه تاريخ چندين نفر را نشان مىدهد كه به دروغ ادعاى پيامبرى و امامت كردهاند .
( 1 )
جهت سوم : اخبارى كه بر خوبى اوضاع و احوال دلالت دارند
و به طور كلّى گوياى بهتر شدن وضع مردم در دوران غيبت كبرى مىباشند .
ما در مبحث روش بررسى روايات از نظر دلالت ، گفتيم كه در اين گونه روايات ، چگونه بايد مطلقات را بر مقيّدات حمل كنيم .
در اين موضوع رواياتى را نقل مىكنيم و مقصود صحيح از آنها را خواهيم گفت .
( 2 ) در اخبار و رواياتى كه شيعيان از ائمه نقل كردهاند ، روايتى كه بر خوبى اوضاع دلالت كند نقل نشده است ، بلكه عموما از بدى اوضاع و فساد زمانه صحبت كردهاند . و فقط روايات بسيار اندكى در كتب عامه آمده است :
( 3 ) 1 ) از آن جمله روايتى است كه بخارى از رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - روايت كرده كه آن حضرت فرموده است :
« صدقه بدهيد ، كه به زودى زمانى بر مردم خواهد رسيد كه انسان بر روى زمين راه مىرود و صدقهاش را در دست مىگيرد و كسى نيست كه آن را از او بپذيرد . » « 92 »
هامش
( 91 ) صحيح بخارى 9 / 74 .
( 92 ) صحيح بخارى 9 / 73 - 74 .