انحرافى ذكر كردهاند ، مىفهميم كه مقصود ، صورت انحرافى آن است . مانند محكم ساختن ساختمانها و بناها كه اين عمل اگر از كسى سر بزند كه تمام وجوهات شرعيه خود را پرداخته و از راه حلال مالى را جمع كرده و به صورت شرعى به ساختن بنايى محكم پرداخته است ، اشكالى از نظر شرعى براى او نخواهد داشت ، بلكه چه بسا مصالحى عمومى در برداشته باشد . لكن همين عمل اگر بدون در نظر گرفتن مسائل شرعى و از راه حرام و با برنامهاى خلاف شرع باشد ، مسلما باطل خواهد بود و از انحرافات محسوب مىشود .
مثال ديگر : همكارى زن با مردش در كار تجارت ، كه اگر به صورت شرعى باشد اشكالى نخواهد داشت ، گرچه در جوامع انحرافى جز با خودآرايى و انحراف از تعاليم اسلامى همراه نيست .
( 1 ) امر ششم : اين روايات ، گوياى مطالبى است كه از نظر شرع صحيح است و پسنديده ، لكن همين كارها اگر با رفتارى ناپسند و اهدافى پليد همراه باشد ، خواه ناخواه به صورت انحرافى درآمده و معنايى انحرافى و زشت پيدا خواهد كرد ، بدان معنى كه ديگر نمىتوان مجموع افعال و رفتار يك شخص را نيك و پسنديده دانست .
نمونه اين مطلب اين جمله است : « هرگاه كه صفها فشرده و دلها از يكديگر جدا بودند » . صفهاى فشرده نماز جماعت و يا جمعيّت فراوان در مساجد براى شنيدن وعظ ، و يا انبوه جمعيّت در تشييع جنازه و امثال اين گونه امور از نظر اسلام بسيار خوب و پسنديده است ، لكن همين كارها اگر با جدايى دلها از يكديگر و پيروى از هوى و هوسها همراه باشد ، ديگر نمىتواند دليل بر نيروى ايمان و قدرت بينش و فرهنگ اسلامى باشد ، لذاست كه ناپسند و انحرافى به شمار مىآيد .
( 2 ) نمونه ديگر اين جمله است : « انسان به پدر و مادرش ستم روا داشته ولى به دوستش نيكى مىكند » . نيكى كردن به دوست ، به خودى خود كارى پسنديده و نيكو است ، ولى وقتى همراه با جفا و ستم به پدر و مادر است ، دلالت بر ناخالصى نيّت و انحراف ديد شخص مىكند ، و در اين صورت او انسانى منحرف خواهد
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٣٤