يكنواخت و به يك صورت مىباشند ، مىفهميم كه مقصود از كليه اين روايات يكى است ، و همه مربوط است به پيش از ظهور حضرت و دوران غيبت كبرى ؛ چنان كه در روايت « الخرائج و الجرائح » اين حوادث را مربوط به پيش از ظهور دجال دانسته است ؛ و چون به طور قطع و مسلّم مىدانيم كه خروج دجال پيش از ظهور حضرت مهدى - عليه السلام - مىباشد - همانگونه كه روايات شيعه و سنى بر اين مطلب دلالت مىكند - به وضوح و روشنى مىدانيم كه اين حوادث هم مربوط به دوران غيبت كبرى خواهد بود .
( 1 ) در برخى ديگر از اين روايات ، حوادث مزبور را پيش از قيامت ذكر كرده است ، و اين نكته ضررى به مطلب ما ندارد ؛ زيرا هر آنچه كه پيش از ظهور حضرت واقع شود ، پيش از قيام قيامت هم خواهد بود ، و لزومى ندارد كه تمام چيزهايى كه به عنوان اشراط الساعه ذكر شده است حتما چسبيده به قيامت باشد .
( در بخش سوم اين كتاب به تفصيل در اين باره بحث خواهيم كرد ) ( 2 ) امر چهارم : مقصود رسول خدا و ائمه - عليهم السلام - از پيشگويى اين مطالب ، آن بوده است كه امّت اسلامى را نسبت به انحرافات اساسى كه موجب دورى از مفاهيم عدالتبخش اسلامى است و با تعاليم اسلامى در زمينههاى گوناگون اجتماعى و اخلاقى منافات دارد آگاه سازد ، تا با پيروى از تمامى دستورات واجب و مستحب در زمينههاى مختلف عبادات و اخلاقيّات ، جامعهاى عادل و دادگر تشكيل دهند و اگر از هر يك از آن دستورات منحرف شوند ، به همان اندازه از آن هدف عالى دور شدهاند . و لذا در برخى از اين روايات انحراف از مستحبات را مىبينيم همچون ترك صدقه مستحبه ، و آراستن و زيور كردن قرآنها ، و طلاكارى مساجد ، و بلند ساختن منارهها ، و امثال اين گونه كارها كه ترك مستحب است .
( 3 ) امر پنجم : تعدادى از رويدادهايى كه در اين روايات آمده بود ، مطالبى را در برداشت كه داراى دو جنبه است : هم امكان دارد به صورت صحيح و درستى انجام گيرد ، و هم ممكن است به صورت انحرافى باشد ، و از اينكه در رديف انحرافات ذكر شده و رسول خدا و ائمه - عليهم السلام - آنها را به عنوان نكات
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 333
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٣٣