تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
فقط آنان را مخاطب قرار دهد و از ارتكاب اين كارهاى ناشايسته كه هلاكت و نابودى آنان را در بردارد برحذر سازد ، بلكه غرض و مقصود اساسى آن حضرت ، آن است كه با نسلهاى آينده صحبت كند و آنان را از پيش‌آمدها و حوادثى كه در پيش روى دارند آگاه سازد ، تا از بىخبرى و ناآگاهى به در آمده و دچار اين انحرافات و تبهكاريها نشوند ؛ و با اين اخطار ، حجت را بر آنها تمام سازد . ( 1 ) اين گونه اتمام حجتها و اخطارهاى شديد ، در وجدان انسانهاى با اخلاص تأثير مطلوب داشته ، بر درجه اخلاص و تقواى آنها مىافزايد و ميزان احساس مسئوليّت آنها را نسبت به مسائل اسلامى بيشتر مىكند ، و موجب مىشود تا از انحرافات به دور مانند و به سطحى برسند كه شايسته زندگى در روز موعود باشند و با برنامه‌ريزى كلّى الهى هماهنگ گردند . ( 2 ) امر دوم : از مطلبى كه در امر اوّل گفته شد چنين به دست آمد كه روايت ابن عباس ، بلكه تمامى رواياتى كه اين گونه مطالب را نقل كرده‌اند ، از جهت انگيزه صدور و نتايج مترتبه بر آنها در برنامه كلى الهى شريك و هماهنگ مىباشند . امّا از جهت سبب و انگيزه صدور ؛ بدان جهت كه رسول خدا و ائمه - عليهم السلام - از برنامه‌هاى خدايى و تمام پيشامدها و رويدادهاى آينده كه در طول تاريخ انجام مىگيرد آگاه بوده و بدانها عالم مىباشند ، و لذا مىبينيم كه از وقوع آنها خبر داده‌اند همان‌گونه كه از ديگر برنامه‌هاى الهى نيز خبر داده‌اند . و امّا نسبت به نتايج و آثار ؛ بدان جهت كه اين اخبار حجت را بر مردم تمام كرده و آنان را از غفلت و بىخبرى به در آورده و موجب مىشود درجه اخلاص مردم بالاتر رفته و بدين وسيله شرايط ظهور حضرت آماده گردد . ( 3 ) امر سوم : برخى از اين روايات بيانگر ابهامات و روشن‌كننده معناى روايات ديگر مىباشند ، زيرا با اينكه برخى از اين روايات كه از وقوع انحرافات خبر داده ، هيچ صحبتى از اينكه اين انحرافات در دوران غيبت كبرى خواهد شد نكرده است ، ولى روايت نور الابصار و كمال الدين ، اين رويدادها را به دوران پيش از ظهور حضرت مربوط دانسته است ، و با توجّه به اينكه اين حوادث همه