بخيلان كريم و سخاوتمند ؛ راستگويان دروغگو ، و دروغگويان تبديل به انسانهاى راستگو مىگردند ، و همچنين . . .
( 1 ) تمام اينها مربوط به رويدادهايى است كه براى يك فرد اتفاق مىافتد . هر چه اين رويدادها از دايرهء يك فرد تجاوز كند ، گستردهتر و عميقتر باشد ، تأثيرش بر روى فرد و جامعه بيشتر است ؛ مانند برخورد با سياستمداران و اقتصاددانان در سطح جامعه ، و همچون مسأله جنگ و استعمار كه مشكل مهمّ بسيارى از كشورهاى جهان است ، و همچنين درگيريهاى اقتصادى و مشكلات آن كه هر يك از اينها بر روى افراد ، بلكه جوامع تأثيرات بسيارى گذاشته و موجب دگرگونيهايى در اوضاع يك جامعه مىشود .
( 2 ) از همين جا است كه انديشه امتحان و آزمايش خداوندى شكوفا مىشود ، زيرا بعد از آنكه دانستيم در ديانت مقدسه اسلام براى هر رويدادى حكمى و قانونى وضع شده است ، و فهميديم كه فرد در مقابل هر حادثهاى موضعى ويژه خود دارد ، پس مىبايست وظيفه او نسبت به احكام اسلامى و وظيفه دينى مخصوصش شناخته شود . اگر گفتار و موضعگيرى او با دستورات اسلامى تطبيق كرد ، از امتحان خدايى پيروز و موفق بيرون آمده است ، و اگر موافق نبود و بر خلاف جهت حركت كرده بود ، وامانده و مردود خواهد بود .
( 3 ) حوادث پياپى ، گاهى موجب رشد و شكوفايى اعتقادات دينى يك شخص مىشود ، و گاهى موجب سستى و ضعف او مىگردد ؛ زيرا هر انسان معمولى يك سلسله جاذبههاى خير و يك سلسله جاذبههاى شر دارد كه در مقابل هر يك ، جهتگيرهاى مخصوصى داشته ، كه گاهى اختصاص به يك موضوع و يك حالت پيدا مىكند ، و هر رويدادى كه اتفاق مىافتد به ناچار در مقابل آن بازتابى از خود نشان مىدهد و به فكر مىافتد كه چگونه در مقابل آن موضعگيرى كند ؛ و گاهى به اين نتيجه مىرسد كه مىبايست در خطمشى خود تجديد نظر كند و آنچه را كه سابقا خود را به آن قانع مىساخته هم اكنون رها كند و دنبال روش ديگرى برود .
( 4 ) براى موضعگيرى افراد در مقابل حوادث و رويدادها ضابطه و قانونى نيست كه بتوان براى آن حدودى تعيين كرد ؛ زيرا اجزاء و عوامل درونى و
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٣٢٠