تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
صابر و پايدار ، و حالت نفسانى او و جهت‌گيريهايش مجمل است و معلوم نيست كه به هنگام لزوم جهاد چه حالتى خواهد داشت ، آيا صابر و پايدار است و نسبت به مسئوليّت و تعهد خود محكم و استوار ، يا اين كه گريخته و ميدان را خالى مىكند . پس در اين رتبه نه مستحق پاداش مجاهدان و مبارزان است و نه شايستهء كيفر فراريان از ميدان جنگ . و لذا خداوند فرموده :
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ
. ( 1 ) وقتى شرايط و زمينه‌هاى جهاد آماده شد ، موقف و موضع‌گيرى واقعى يك انسان معلوم مىشود ، كه آيا او واقعا مجاهد است ، يا مجاهد نيست . و در اين موقعيّت است كه درجه و ارزش جديد خود را به دست مىآورد ، يا درجات بالا و به سوى كمال ، و يا درجهء پايين و سقوط از مقام و ارزش پيشين خود ؛ زيرا اگر جهت‌گيرى او با دستورات اسلام مطابق بود ، از اين امتحان الهى موفق و پيروز بيرون آمده و از نردبان تكامل به درجات بالاى ايمان مىرسد ، و اگر با آن تعاليم و دستورات تطبيق نكرد ، از درجه و مقام خود تنزل كرده مستحق كيفر الهى خواهد بود . وقتى وضعيّت خود را در مقابل اين موقعيّت جديد روشن كرد ، و پايدار و استوار در صف مجاهدان قرار گرفت ، خداوند اين حالت را از او مىداند ، همچون علم خداوند به اشياء بعد از وجود آنها ، و در اين هنگام آن انسان مجاهد ، سزاوار پاداش مجاهدان است . ( 2 ) بنابراين مقصود از آيه شريفه كه فرمود : « هنوز خداوند ندانسته مجاهدان را » اين نيست كه پس از وقوع جهاد حقيقت افراد براى خداوند كشف مىشود ، زيرا اين معنى مستلزم آن است كه خداوند از اوّل نمىدانسته و بعد دانا شده است ، و انتساب جهل و نادانى به خداوند درست نيست و خداوند منزّه از آن است ؛ بلكه مقصود ، تغيير حالت افراد است در مقابل رويدادهاى جديدى كه برايشان پيش آمده و خداوند اين حالات جديد و درجات نوى را كه براى يك فرد حاصل مىشود مىداند ، يعنى قبل از تحقق خارجى اين امور عالم است به اين كه اين حالت موجود خواهد شد و بعد از وجودش مىداند كه حاصل شده است . و اثبات اين گونه علم براى خداوند اشكالى ندارد و مستلزم جهل نيست . ( 3 ) هنگامى كه اين قاعده و قانون عمومى آزمايش و اثر واقعى آن را دانستيم ،