تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
( 1 ) گروه دوم از معتقدان به مرگ حضرت مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه الشريف - كسانى هستند كه ادعا كرده‌اند حضرت ظاهر شده و كارش را انجام داده و دوره‌اش پايان پذيرفته است . اينان پيروان مدّعيان مهدويّت مىباشند كه عدّه‌اى از آنان با شمشير قيام كرده ، يا مردند ، و يا كشته شدند و پيروانشان ديگر در انتظار كسى نيستند . ولى بايد بدانيم كه اين گونه گروهها با مرگ رهبر و پيشوايان منقرض شده و اثرى از آنان باقى نمىماند و نمانده است ؛ زيرا نمىتوانند افكار خود را به نسلهاى بعد از خود منتقل كنند ؛ و با مرگ پيشوا و عدم موفقيّت او در برنامه‌هاى جهانى خود ، كذب و دروغش روشن شده و همه مىبينند كه ظلم و فساد از دنيا رخت برنبسته و عدل و داد جايگزين نشده و احكام اسلامى اجرا نمىشود . ما و همه مسلمانها به كسى به عنوان مهدى معتقد هستيم كه اين كارها را انجام دهد ، و وقتى ديديم اين مدعى مهدويّت در طول دوران زندگى خود نتوانست به اين اهداف جامه عمل بپوشد ، يقين پيدا مىكنيم كه او كاذب و دروغگو مىباشد . ( 2 ) قول سوم : آنچه كه روايات بر آن دلالت مىكند ، آن است كه عدّه‌اى مىگويند آن حضرت كشته ، و يا به دار آويخته شده است . ما كسى را نيافتيم كه اين سخن را بگويد ، مگر آنچه را كه ممكن است پيروان مدعيان مهدويّت معتقد شوند كه پيشوايان كشته ، و يا به دار آويخته شده است و بگويند مهدى به دار زده شده و يا كشته شده است . « 51 » ( 3 ) قول چهارم : شك و ترديد در اينكه آن حضرت در كجا به سر مىبرد ، و در چه بيابانى راه مىپيمايد . اگر مقصود از اين عنوان پنهانى و ناآگاهى از مكان حضرت است ، اين مطلب واضح و روشن است ؛ زيرا معناى غيبت حضرت همين است ، ولى اين
هامش
( 51 ) بابيه و بهائيه بعد از آنكه سيد على محمّد باب در تبريز به دار آويخته شد ، معتقد شدند كه قائم اسلام را به دار زده‌اند ، و اين حديث شريف دربارهء آنها مصداق پيدا كرد . ( مترجم )
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 309 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر