تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
جز اين امكان نداشته است كه چيزى بگويند ؛ زيرا اين مسأله از ضروريّات مذهب بوده است . ( 1 ) لكن تاريخ‌نويسان متقدم اهل سنت همچون طبرى و ابن اثير و ابن خلكان و ابن الوردى و ابو الفداء ، و از متأخران همچون ابن العماد و زركلى و ديگران ، اينان به ولادت حضرت تصريح كرده و از پنهانى و غيبت حضرت نام برده و گفته‌اند بر طبق عقيده شيعيان ، مهدى منتظر اوست و صاحب سرداب مىباشد ، و هيچ يك از اينان به مرگ آن حضرت اشاره‌اى نكرده‌اند . ( 2 ) و چگونه مىتوانند اين سخن را بگويند ، بعد از آنكه ما در كتاب تاريخ غيبت صغرى به طور گسترده اين مطلب را اثبات كرديم ، كه حضرت از بسيارى از پيروان و شيعيان خود پنهان شده و غيبت اختيار كرده است ، تا چه رسد به ديگر افراد ؛ و لذا در اين دوره به صورت بريده و جداى از هم ، اخبار و اطلاعاتى از آن حضرت به دست آمده است به طورى كه حتى برخى از اوقات از دسترسى به هرگونه اطلاعى از سوى آن حضرت نااميد مىشدند ؛ و لذا چگونه مىتوانستند مدّعى مرگ آن حضرت بشوند و بگويند كه آن حضرت مرده است ، مگر اينكه به دروغ و تزوير مطلبى را اشاعه دهند ؛ و لذا هيچ كس در اين باره سخنى نگفته و مطلبى ننوشته است ، و اين مطلب براى هر كس كه به كتب و مدارك تاريخى مراجعه كند ، واضح و روشن است . ( 3 ) و امّا متأخّران همچون سفارينى كه در سال 1114 ه متولّد شده است « 50 » ، اين گونه افراد ، ريزه‌خوار خوان پيشينيان خود مىباشند و نمىتوانند خبر تازه‌اى داشته باشند ، و اگر با گفتار متقدمين سخنى معارض بگويند از آنان پذيرفته نمىشود و مىبايست كه سخن متقدمان را بر گفتار آنها ترجيح داد . بنابراين اشخاصى همچون سفارينى ، بايد عهده‌دار اثبات سخن خود باشند و براى حرف خود دليل بياورند . و امّا اينكه جعفر كذّاب دست روى ارث حضرت عسكرى گذاشته است ، اين تصرّفى مباح و مشروع نبوده است ، و تفصيل اين مطلب را در كتاب غيبت صغرى نگاشته‌ايم .
هامش
( 50 ) ملحقات 1 / 1 .