( 1 ) در جواب مىگوييم : اين مطلب از چندين جهت باطل است :
اولا : اين فرضيهاى است كه هيچ كس قائل به آن نشده و بر خلاف عقيده تمام مسلمانها است ، و لذا باطل است .
ثانيا : ما اگر نظريّه اختفاى بدن را بپذيريم ، از نظر اعجاز ، زندگى بعد از مرگ ، از آن « پنهانى » بهتر و مناسبتر نيست . و اگر در مسأله غيبت ، خفا و پنهانى عنوان را در نظر گرفتيم ، اين نظريّه از پيشنهاد مرگ و زنده شدن مجدد ، مناسبتر و نزديكتر به واقعيّت و طبيعىتر است ، چنان كه در گذشته اين مطلب را بررسى كرده و دانستيم و ديديم كه قانون معجزات ، هرگونه معجزهاى را در جايى كه راه طبيعى داشته باشد منكر است و لزومى براى انجام آن نمىبيند .
ثالثا : اگر اين فرضيه را بپذيريم زيان بزرگى را پذيرفتهايم ، و آن عبارت است از تكامل رهبر و پيشوا در خلال دوران غيبت ؛ زيرا ائمه معصومين فراتر از درجه عصمت ، بازهم مسير تكامل را مىپيمايند . و اگر فرض كنيم كه حضرت از دنيا رفته و به هنگام ظهور مجددا زنده مىشود ، فوائدى كه در دوران غيبت براى تكامل آن حضرت وجود دارد ، از دست دادهايم . بنابراين هدف اصلى از غيبت حضرت ، نگهدارى و حفظ جان و سلامتى آن حضرت است و در برنامهريزى كلى الهى ، غيبت حضرت نيز پيشبينى شده است .
( 2 ) ممكن است چندين مسأله ديگر را نيز - كه همراه با غيبت در آن برنامهريزى سهمى دارند - در نظر بگيريم :
( 3 ) 1 ) تكامل و رشد رهبر بعد از مقام عصمت به درجات كمالى كه شايستگى رهبرى را در درجهاى بالاتر و گسترده و ژرف و عميقتر مىسازد ، تا بتواند عدل و داد را در پهنه گيتى مستقر سازد . ( در اين باره مفصلا بحث خواهيم كرد . )
( 4 ) 2 ) مطلبى كه در قسمت اوّل كتاب بررسى كرديم ، كه در اين دوره حضرت دست به كارهاى مهمى مىزند تا امّت را از نابودى نجات داده ، درهاى خيرات و بركات را به روى آنها بگشايد ، و در نتيجه بر تعداد افراد با اخلاص و آزمايش شده مىافزايد تا در ساختن جامعه موعود با او شريك بوده و او را كمك كنند .
( 5 ) 3 ) حوادث و رويدادهاى دوران غيبت ، در ايجاد شرايط ظهور سهمى به
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٨٦