حضرت باشند و بعد از رحلت آن بزرگوار زمام امور مردم را در دست گيرند و امام و پيشواى جامعه باشند ، لذا مىبايست كه خداوند متعال آن شايستگى لازم را به آنها نيز داده باشد .
( 1 ) و به همين دليل مىگوييم كه اين قابليت و شايستگى در وجود مقدس حضرت مهدى - ارواحنا فداه - وجود دارد ؛ چه از ديدگاه مقام امامت كه داراى ويژگيهاى ديگر امامان بوده ، چه از ديدگاه جانشينى رسول خدا در دورهء آخر الزمان كه بر طبق عقيده تمام مسلمانها از سوى آن حضرت بدان مقام برگزيده شده است .
پس به هر صورت آن بزرگوار شايسته رهبرى جهان بوده و مىتواند با گسترش دعوت ، و وسعت دايره مسئوليتش ، عدالت را در سراسر گيتى برقرار سازد و به هدف نهايى خداوند از آفرينش جامه عمل بپوشاند و تحققبخش غرض و هدف مقدس الهى باشد .
( 2 )
نكته سوم : هماهنگى غيبت حضرت بقيّة اللّه ( عج ) با برنامهريزى الهى
غيبت و پنهانى حضرت مىبايست با آن برنامهريزى كلّى الهى هماهنگى داشته باشد ، زيرا وقتى ارادهء خداوند بر اين تعلق گرفت كه پيشواى امّت اسلام ، وجود مقدس حضرت بقيّة اللّه محمد بن الحسن العسكرى - عليه السلام - باشد ، - چنان كه عقيده شيعه و گروهى از اهل سنت اين است - براى تحقق اين غرض مىبايست برنامهريزى طورى باشد كه از آن حضرت براى روز موعود نگهدارى شود و از رسيدن هرگونه گزندى به او جلوگيرى به عمل آيد .
( 3 ) بنابراين اگر بگوييم كه حضرت در همان زمان ظهور متولّد مىشود ، اين مطلب بر خلاف عقيدهاى است كه با دلائل فراوان ثابت كردهايم ، و اگر بگوييم كه پيش از فرا رسيدن آن زمان ، حضرت متولّد مىشود ، مىبايست كه آن حضرت در اختفا و پنهانى به سر برد تا از دسترس دشمنان به دور باشد ، تا آن هنگام كه فرمان ظهورش برسد و آشكار گردد ؛ و اين است معناى غيبت .
( 4 ) اگر كسى بگويد : ممكن است حضرت در زمانى جلوتر از هنگام ظهور متولّد شود و بعد از مدّتى بميرد و بعد خداوند به هنگام ظهور او را زنده كند .