سزا دارند و همان رويدادها است كه امّت اسلامى را به پايه درك و احساس مسئوليّت بزرگ خود مىرساند . ( در گذشته اين مطلب توضيح داده شد . )
( 1 ) 4 ) در امتداد اين دوره ، امّت اسلامى به اهميّت وجود پيشواى خود پى برده و مىفهمند كه زمام امر آنان در دست او است و از كليه كارهاى آنها آگاه است .
اين آگاهى موجب رشد معنوى افراد مىشود و روح تصميمگيرى را در آنها ايجاد كرده بر استوارى آنان مىافزايد و از اين طريق بر تعداد افراد با اخلاص و آزمايش شده افزوده مىشود .
( 2 ) 5 ) ژرفتر شدن انديشه اسلامى در فهم و برداشت از كتاب و سنّت ، چه در بخش عقائد و چه در قسمت احكام اسلامى ، تا اذهان آماده و استعدادها ، هر چه بيشتر براى پذيرش دستورات حضرت مهدى شكوفا گردد . ما اين رشد و تكامل فكرى را پيوسته در مجامع علمى اسلامى مىبينيم كه هر روز مباحثى تازه و نو ، و مطالبى دقيق و ارزنده از قرآن مجيد و روايات معصومين استخراج كرده و به جوامع علمى به ارمغان مىآورند . اين مباحث نيز در برنامهريزى كلّى الهى نقشى به سزا دارند . در مقابل اين نهضت و رشد علمى اسلامى ، پيچيدگى هر چه بيشتر مسائل زندگى ، شعلهور شدن آتش ظلم و جهتگيريهاى سرسختانهاى در مقابل اسلام و مسلمين را مشاهده مىكنيم ، كه از پيشرفت سريع رشد اسلامى جلوگيرى مىكنند . اين حالت نيز خود در برنامهريزى الهى سهمى فراوان دارد .
( 3 ) ممكن است چنين به ذهن برسد كه با توجه به آنچه در آغاز بحث گفتيم كه در ابتداى نزول قرآن و ابلاغ ديانت مقدسه اسلام به مردم ، جوامع بشرى به آن پايه از درك و فهم رسيده بودند كه بتوانند اسلام را درك كنند و بفهمند ، ديگر چه نيازى به اين رشد و تكامل فهم و درك وجود دارد ؟
پاسخ اين سؤال آن است كه : ما اقلا اين احتمال را مىدهيم كه فهم و درك نظريّه عدالت آشكار جهانى در بين مردم داراى سطوح مختلف باشد ، كه پايينترين سطح آن در آغاز شروع اسلام بوده و بالاترين درجهاش به هنگام ظهور حضرت بقيّة اللّه و تشكيل دولت واحد جهانى آن حضرت خواهد بود ، و از صدر اسلام تاكنون پيوسته درجات فهم و كمالات انسانها بالاتر رفته ، تا به عاليترين درجهاش در روز موعود برسد ، كه همان درجه دقت و ژرفانديشى در معارف
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 287
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٨٧