به وجود آورد ، تا زمام امر را در روز موعود به دست گيرد ، و بر طبق همين فلسفه است كه بايد حضرت مهدى - عليه السلام - وجود داشته باشد .
( 1 )
نكته دوم : اثبات شايستگى حضرت بقيّة اللّه ( عج ) در رهبرى نهضت جهانى
ترديدى نيست در اينكه رسول اكرم و بعد از آن حضرت ائمه معصومين - عليهم السلام - شايستگى رهبرى جهانى را داشتهاند . اين مطلب را به طور مختصر در اينجا با ذكر دو مقدمه اثبات كرده و تفصيل بحث را به جاى مناسب خود واگذار مىكنيم .
( 2 )
مقدّمهء اوّل
: هر شخصى كه خداوند متعال براى رهبرى تعيين مىكند ، بايد توانايى انجام آن را داشته باشد ، زيرا قبيح است كه خداوند شخصى را كه نسبت به انجام اين وظيفه مهم ، توانايى ندارد براى آن برگزيند . مثلا اگر خداوند پيامبرى را براى هدايت و رهبرى يك شهر مىفرستد ، بايد توانايى اداى اين مسئوليّت را نيز به او عطا فرموده باشد . و هرگاه كه مأموريّت هدايت يك منطقه وسيعى را به او واگذار مىكند ، به همان اندازه بايد توان و قدرت به او بدهد .
بنابراين ممكن نيست كه بدون اعطاى قدرت ، شخصى را مأمور انجام كارى كند بلكه اين فرد ، يا پيش از مأموريّت خوددارى آن قدرت و توان لازم هست ، و يا اينكه بعد از سپردن مأموريّت ، خداوند اين قدرت را به او مىبخشد ؛ به هر صورت در هنگام انجام مأموريّت از كاملترين شايستگى و توان برخوردار است .
( 3 )
مقدّمهء دوم : دعوت پيامبر اسلام ، يك دعوت جهانى است
، همانگونه كه مسئوليّتهاى قانونگذارى وابسته به رهبرى آن حضرت نيز پيچيده و بسيار بزرگ است .
بنابراين مسلّم است كه خداوند متعال آن شايستگى كامل را براى دعوت و دولت پهناور جهانى ، به حضرت رسول عنايت فرموده است ؛ و از آنجا كه ائمّه معصومين - عليهم السلام - نيز از سوى خداوند تعيين گشتهاند تا جانشين آن