اسلامى است ، كه اگر آن معارف در صدر اسلام به طور روشن و صريح بيان مىشد ، كسى آنها را نمىفهميد .
( 1 ) اين مسأله را اگر چه در اينجا به صورت يك احتمال آورديم ، ولى در نوشته ديگرى از اين مجموعه ، دلائلى بر اثبات آن خواهيم آورد .
بنابراين ، اين ژرفنگرى و دقت نظر ، بزرگترين اثر را در درك طرح و برنامه كامل عدالت در شكل جديد آن كه پس از ظهور اعلان مىشود دارا مىباشد .
( 2 ) البته به اين نكته نيز بايد اشاره كنيم كه رشد فكرى و دقت نظر نمىتواند تنها عامل و انگيزه منحصر به فرد براى پياده شدن عدالت جهانى باشد ، بلكه جنبشهاى علمى و پيشرفتهاى فرهنگى ديگر ملتها و گروهها نيز در ايجاد زمينه براى روز موعود مؤثر مىباشد . زيرا طرف مقابل و مخاطب حضرت بقية الله تنها جامعه اسلامى نمىباشند ، بلكه حضرت با ديگر ملتها نيز سر و كار دارد و آنان را به سوى هدف خود كه اسلام باشد دعوت مىكند ، و دولت و حكومت خود را در تمامى پهنه گيتى مستقر مىسازد . علاوه بر اينكه پيشرفتهاى علمى و فرهنگى در ديگر ملتها ، هماهنگى فعالى در ايجاد فرداى روشن و آينده مترقى انسانى دارد ؛ فردايى كه اگر از امروز شرايط پيشرفت و آمادگى براى آن ايجاد نشده باشد ، ديگر فردا براى آن برنامه دير شده و فايدهاى ندارد . بنابراين دوران غيبت از اين جهت نيز در برنامهريزى كلى الهى سهيم مىباشد .
( 3 ) با در نظر گرفتن مطالب فوق ، برداشتى كافى از برنامهريزى الهى و آزمايش و اختبار خدايى كه بشريت با آن دست به گريبان است نموديم ، و مقصود ما از عنوان بحث كه گفتيم قواعد عمومى در اسلام مقتضى آن است كه ظلم فراگير شود و انحرافات در جوامع بشرى فزونى يابد همين است . در آينده رواياتى را نيز در اين زمينه ذكر خواهيم كرد .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 288
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٨٨