مربوط به جاى خود ، و مباحث مربوط به اثبات عقائد است .
( 1 ) ممكن است كسى بگويد : پس چرا تعاليم اسلام ، پيش از زمان پيامبر اسلام نازل نشده است تا از همان آغاز آفرينش طرح و نقشه كامله براى همه دورهها باشد ؟
پاسخ اين مطلب از مباحث گذشته به دست مىآيد كه در آن زمانها فكر بشر قاصر بوده و نمىتوانستند آن طرح كامل و آن نقشه نهايى را درك كنند ، و پيامبران سابق در راه تربيت بشر كوشيدند تا او را به اين درجه از فهم و درك برسانند ، و امكان نداشت كه خداوند متعال برنامه و طرحى را براى افرادى كه توانايى درك و فراگير آن را ندارند بفرستد ، زيرا هيچگونه اثرى بر آن مترتب نبود .
( 2 ) بنابراين مىبايد ما هم اكنون معناى قصور و كوتاهى فكر انسانها را در دورههاى گذشته نسبت به فراگيرى تعاليم اسلامى روشن سازيم .
به راستى چنين است كه بسيارى از تعاليم اسلام را انسان دورههاى پيش نمىتوانست بفهمد و درك كند ، به طورى كه اگر او را دعوت به آن مسائل و تعاليم مىكردند دچار شگفتى شده و متحير مىگشت ، و صرف ايمان آوردن به آنها دشوار بود تا چه رسد به فهم و درك آن ، و تا چه رسد به اين كه بخواهند آن را در جامعه خود پياده كنند . و كافى است كه در اين مورد چهار جنبه را بررسى كنيم :
( 3 ) جنبه اوّل : درجه و سطح عقيده اسلامى درباره توحيد خالص خدا و تجرّد او به اين روشنى و وضوحى كه در شريعت اسلام هست در ديگر اديان الهى وجود ندارد ، و اين عقيده در گفتار پيامبران در حال تطوّر و دگرگونى بوده و رو به كمال داشته است . و هر پيامبرى به اندازهء ميزان فكر و فهم و انديشه مردم زمان خود در اين باره سخن گفته است .
اين مطلب براى كسى كه دعوتهاى سلسله پيامبران را بررسى مىكند ، روشن و واضح است .
( 4 ) پيامبران پيش از حضرت موسى - عليه السلام - را مىبينيم كه وقتى درباره
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٧١