و فداكارى در راه آن تربيت شده و رشد يابند ، به همانگونه كه ما نسبت به آن طرح كامل و برنامه جهانى عمل مىكنيم و بدان معتقد مىباشيم .
( 1 ) بنابراين اگر چنين شريعت كاملهاى نسخ شود ، با هدف و غرض اساسى خداوند مخالف و منافى است و لذا اين امر محال خواهد بود ؛ ولى مىبينيم كه آن شرايع ، نسخ شده و اعتقاد ما مسلمانها بر اساس براهين و ادله محكمه بر اين است كه ديگر ، آن شرايع قابل عمل نيستند و نسخ شدهاند . لذا نمىتوانيم بگوييم كه آن شرايع همان طرح كامل و نقشه نهايى براى استقرار حكومت عادله در سطح جهان مىباشند .
( 2 ) دليل دوم : ما دليلى نداريم كه آن اديان و شرايع پيشين ، از هر جهت كامل و تمام بودهاند به طورى كه بتوانند تمام شئون زندگى فردى و اجتماعى انسانى را در برگيرند . و شايد بهترين و روشنترين دليل براى اين مطلب همان سخن مشهورى است كه از قول حضرت عيسى - عليه السلام - نقل شده است كه آن حضرت فرموده است : « كار خدا را به خدا ، و كار قيصر را به قيصر واگذار كن » .
واگذارى كار قيصر به قيصر ، كه فرمانرواى دنيوى است ، تا سلطه و فرمانروائيش را ادامه دهد ، بدان معنى است كه حضرت مسيح به امور مربوط به دنيا و مسائل مربوط به قضاوت و امور جنايى و اقتصادى و مادى زندگى كارى نداشته و در اين زمينه قانون و برنامهاى نياورده است ؛ و لذا فرموده است كه اين كارها را به قيصر و حكومتهاى بشرى و دنيوى واگذار كنيد تا وضع زندگى اجتماعى مردم به هم نخورد و دچار از هم گسيختگى و پراكندگى نگردد .
( 3 ) اين دليل مخصوص مسيحيان است ، و از آن جهت كه آنها معتقد به كتب موجودهء خود مىباشند و اين عبارت در انجيلى كه هم اكنون مورد قبول آنها است وارد شده است ، مىبايست اين مضمون را قبول داشته و پايبند بدان باشند ! « 14 » ( 4 ) و امّا ما مسلمانها ، هر آنچه را كه در اناجيل موجوده باشد ، لازم نيست قبول داشته باشيم ( چنان كه در مباحث مربوط به اين مطالب ثابت شده است ) . البته
هامش
( 14 ) انجيل متى ، اصحاح / 22 .