بهرهمند گردد ، لكن عقيده به پيدايش حكومتى جهانى در آيندهء تاريخ بشريت كه چندان هم مصلحتى و فايدهاى براى او ندارد ، ارتباطى به احساس ظلم و ستم بر خود فرد ندارد و نمىتواند ناشى از آن باشد ، مخصوصا كه لازمه اعتقاد به آن روز و رسيدن به آن موقعيّت ، تحمل ظلم و سختيها و فداكاريها و از خودگذشتگيها در راه آن باشد - كه دليلش را خواهيم گفت - زيرا كه آن در واقع عقيده داشتن به فزونى ستم و بيداد و سختيها و درگيريها در هر زمان معاصرى است و به هيچ وجه اشتياق به عدل و دادگرى زودرس نمىباشد .
( 1 ) و از همين جا مىفهميم كه تنها منشأ پيدايش اين عقيده از زمانهاى بسيار دور و ادامه آن تا زمان ما ، فقط همان تبليغ پيامبران الهى به دستور پروردگار و به وسيله وحى بوده است . و هرگاه آن را با اعتقاد خود در مورد حضرت مهدى تطبيق كنيم - كه دليل و برهان كامل بر صحّت آن موجود است - به روشنى و آسانى مىتوانيم بفهميم كه چگونه حضرت مهدى - ارواحنا فداه - رهبر ذخيره شده الهى براى تحقق بخشيدن به هدف نهايى آفرينش است . و مىيابيم كه همه پيامبران الهى همگى به ظهور او نويد دادهاند ، تا چه رسد به نبى مكرم اسلام كه روايات متواترى از آن حضرت به ما رسيده است - و به خاطر اختلاف لغات و زبانها و تحريفاتى كه در اديان آسمانى بعد از رحلت پيامبرشان روى داده است ، در اسم او اختلاف شده و چندين اسم براى آن حضرت ذكر كردهاند .
( 2 )
نكته سوم : عدم تحقق برنامهريزى الهى در دوران پيامبران گذشته
براى هيچ يك از پيامبران اين موقعيت پيش نيامده كه بتواند هدايت عموم افراد بشر را به عهده گيرد و در مقام رهبرى جهانى قرار گيرد ، و بتواند روز موعود را ايجاد كند ؛ و در برنامهريزى الهى نيز اين مطلب وجود نداشته ، زيرا هيچ يك از دو شرط اساسى موجود نبوده است :
( 3 ) امّا نسبت به شرط دوم ، كه عبارت بود از فداكارى و از خودگذشتگى و اخلاص در راه ايجاد عدالت جهانى ؛ به خاطر آنكه در امّتهاى پيشين هيچگاه اين حالت به وجود نيامده است ، و كافى است كه به نصوص و متون وارده در اين باره مراجعه كنيم تا حال انسانها را در زمان آن پيامبران بدانيم . وقتى يك پيغمبر