و رشد افكار بود ، و توجّه مردم به اصل برنامه چندان اهميّتى نداشت .
( 1 ) اين تربيت به حد نهايى خود - كه توانايى فهم و ادراك مفهوم عدالت كامله باشد - رسيد . در چنين حالتى خداوند متعال ، تجسّم واقعى آن طرح را به صورت « اسلام » بر بشريّت عرضه كرده و شرط اوّل تحقق يافت .
از آن زمان تا كنون هنوز انسانها نتوانستهاند شرط دوم را در خود محقق سازند ، و هنوز آمادگى كامل براى پذيرش عدالت و فداكارى در راه آن را در خود ايجاد نكردهاند ، ولى در اين راه گام برمىدارند و روزى به آن پايه خواهند رسيد .
تمام پيامبران تربيت فكرى و تعاليم خود را طورى مطرح مىكردند كه نسبت به شرط دوم نيز مردم را آماده سازند ، بدان معنى كه مىكوشيدند در مردم ، اخلاص و فداكارى در راه خدا را ايجاد كنند . آنان همكارى خود را در راه ايجاد شرط اوّل با ابلاغ احكام و دستورات خدايى انجام داده و مشاركت خويش را در راه ايجاد شرط دوم با فداكارى و از خودگذشتگيها و تقديم خون پاك خويش در راه خدا نشان دادهاند .
( 2 ) تربيت نخستين آنها نتيجه كامل خود را داده ، ولى تربيت دوم هنوز به مرحلهء نتيجه كامل نرسيده است ؛ زيرا عوامل نفسانى و خواستههاى نامشروع و كژانديشيهاى بشر ، كه حق را در نظر آنان تلخ ، و عدالت را دشوار جلوه مىدهد ، باعث مىشود كه تنها تعداد اندكى از آنان به آمادگى براى فداكارى در راه تحقق عدالت دست يابند و اين امر خواه ناخواه حركت كاروان بشريّت را به سوى منزل اخلاص و از خودگذشتگى كند مىكند .
( 3 )
نكته دوم : دعوت انبياء در جهت تحقق حكومت جهانى عادل
پيامبران هيچگاه از تبليغ مردم دست برنداشته ، به اشكال گوناگون غرض اصلى از آفرينش بشر را به آنان يادآورى مىنمودند . به اين صورت كه به آنان اعلام مىكردند كه : در آينده روزى فرا خواهد رسيد كه در آن عدالت الهى بر جهان حكمفرما ، و هرگونه ستم و بيداد ريشهكن خواهد شد . ما پيوسته آواى اين تبليغ را در كنار ديگر عقايد و دستورات اديان آسمانى شنيدهايم ، كه در اين باره اتفاق نظر داشتهاند ، گرچه نام آن پيشوايى را كه كاروان عدالت را رهبرى خواهد