( 1 )
جهت دوم : برنامهريزيهاى الهى پيش از اسلام
مقصود بررسى مسائلى است كه مربوط به پيش از اسلام ، از آغاز آفرينش تا ظهور پيامبر اسلام ، و پيدايش شرايط مساعد و رشد افكار و انديشهها براى پذيرش اسلام است .
اين وابستگى را از آن جهت بررسى مىكنيم كه برنامهريزى خداوند براى روز موعود گسترش عدل جهانى ، از ابتداى خلقت آغاز گشته و با هدف آفرينش در ارتباط بوده است ، و از دوران پيش از اسلام وجود داشته و تا بعد از آمدن اسلام نيز كشش و ادامه داشته ، و تا وقتى كه وعده خدايى ، جامه عمل به خود نپوشد و عدالت جهانى گسترش نيابد ، اين برنامه ادامه خواهد يافت .
لذا شايسته چنان است كه اين بحث را از چندين جنبه در ضمن نكاتى چند بررسى كنيم :
( 2 )
نكته اوّل : هماهنگى و همكارى اجمالى پيامبران در اين برنامه
اين مطلب را در گذشته به طور مختصر بيان كرديم و اكنون مىبايست برداشتى اساسى از اين بحث كرده و به تفصيل به بررسى آن بپردازيم .
بشريّت در آغاز پيدايش ، شرط اوّل و دوم « 6 » گسترش عدالت در سطح جهانى را نداشت ، او عدل كامل را نمىشناخت ، و بر فرض كه مىشناخت آماده پذيرش و اجرا و فداكارى در راه تحقق آن نبود ، از اين جهت چارهاى جز گذراندن دورانى طولانى در تمرين و آزمايش نداشت ، تا در او آمادگى ايجاد شود . ( و اين خود جزئى از برنامهريزى الهى به حساب مىآمد ) پيامبران الهى در راه ايجاد اين حالت و اين آمادگى در مردم كوشيده و سعى داشتند كه به بشر مفهوم راستين عدالت كامله را بفهمانند . هر يك از پيامبران در تحقق اين هدف به طور كلّى يا جزئى مشاركت و همراهى مىنمودند ؛ چه اينكه مردم آن زمان هدف او را درك كنند يا نه ، زيرا آنچه كه براى آنها اهميّت داشت ، همان تربيت
هامش
( 6 ) امّا شرط سوم كه شناخت كيفر و پاداش اخروى باشد ، در دعوت پيامبران به صورتهاى گوناگون مطرح شده است و لذا آنچه كه فعلا در اين بحث اهميّت دارد ، گفتگو دربارهء دو شرط اوّل است .