تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
نتوانسته در زمان خود ، آن حد از فداكارى را در امّت خود ايجاد كند ، چگونه ممكن است بعد از وفات آن پيامبر ، آن حالت ايجاد شده باشد ؟ ! ( 1 ) امّا حضرت آدم - عليه السلام - به طورى كه قرآن مجيد درباره او سخن مىگويد : نافرمانى خدا را كرده و از مقام و درجه خود پايين آمد « 7 » و نيز فرمايد : ما با آدم از پيش پيمان بسته بوديم ، او فراموش كرد و تصميم و عزمى در او نيافتيم « 8 » ، و بدون داشتن آن اراده محكم و استوار ، فرا رسيدن روز موعود امكان ندارد . ( 2 ) و امّا حضرت نوح - عليه السلام - صدها سال به وعظ و ارشاد مردم پرداخت و كمترين اثرى در آنها نكرد ، تا آنجا كه به خداوند شكايت برده و عرض كرد : پروردگارا ، من قوم خويش را شبانه روز دعوت كردم و به سوى تو فرا خواندم ، گفتار من در آنها ، جز فرار آنها چيزى به بار نياورد ، و من هرگاه كه آنها را فرا مىخوانم تا مورد آمرزش تو قرار گيرند ، انگشتان خود را در گوشهايشان فرو برده و جامه‌هاى خود را جمع كرده و بر سر خود اندازند و در عناد خود اصرار ورزيده و بر بزرگ بينى خود بيفزايند و استكبار ورزند « 9 » . تا آنجا كه مجبور شد آنها را نفرين كند ، و تقاضاى بلا براى آنها بنمايد . خداوند هم دعاى او را مستجاب كرده ، آنها را در طوفان غرق كرد . و ما در اينجا نص صريحى نداريم كه حضرت نوح بعد از فرو نشستن طوفان چه اندازه توانست افرادى را مؤمن به خود نمايد ، و يا چند نفر مؤمن واقعى گرد او جمع شدند .
هامش
( 7 ) طه / 121 . ( 8 ) طه / 115 . بايد توجّه داشته باشيم كه اين گونه تعبيرات دربارهء پيامبران الهى - عليه السلام - منافات با مقام عصمت آنها ندارد زيرا اگر كلمهء عصيان و يا ذنب و گناه و يا فراموشى عهد و پيمان الهى مثلا به حضرت آدم نسبت داده مىشود ، تمامى اين عبارات مربوط به دائره و محدودهء عصمت است و در مقام عظيم و رفيع نبوّت آنها است ، نه در مقام مقايسه با ديگر افراد ، كه اصولا انبياء عظام و ائمّه معصومين در مقابل دستورات الهى همه مطيع بوده و هيچ‌گاه نافرمانى و گناهى نداشته‌اند تا مستحق عذاب الهى گردند بلكه در تمامى موارد گناه به آنها نسبت داده شده گناهى است نسبت به مقام والاى آنها و ترك اولائى است كه اگر ترك نمىكردند برايشان بهتر بود ( مترجم ) ( 9 ) نوح / 5 و 7 .