كرد ، به اختلاف ذكر كردهاند ؛ لكن از آنجا كه زمان آنها به فرارسيدن آن روز چندان نزديك نبوده و شرايط لازمه فراهم نشده بود ، لزومى نمىديدند كه درباره آن روز به تفصيل سخن گويند و جزئيّات را بازگو كنند .
( 1 ) و لذا نمىشود با استناد به متون اديان پيشين ، اختلافاتى را كه در اين زمينه در عقايد اديان گوناگون آمده است بر طرف ساخته و مرتفع سازيم ، و فقط آنچه مىتوانيم بگوييم آن است كه قدر مشترك بين عقايد تمامى اديان و نتيجه تبليغ تمامى انبياى الهى ، اعتقاد به روز موعود و نويد به گسترش عدل و داد در صحنه گيتى است ؛ لكن جزئيّات آن و خصوصيّات رهبر و زمامدار و ديگر تفصيلات ، به بيانات گوناگون و مختلف ذكر شده و بافتهها و خيالات افكار بشرى كه از الهامات خدايى سرچشمه نگرفته بوده ، بر آن اضافه شده است .
( 2 ) و از همين جا مىتوانيم اتفاق نظر تمام اديان را به همراه هدف اصلى آفرينش از ايجاد خلقت تفسير كنيم ، و به اشكالات و شبهات مستشرقين مغرض پاسخ گوييم كه گفتهاند : « برخى از اين اديان ، عقايد خود را از اديان باستانى گرفته و ريشه و اصل اعتقاد به روز موعود در اساطير و افسانههاى كهن بوده است » ؛ و بدين وسيله خواستهاند اصالت اعتقاد مهدويّت را انكار نمايند .
اين سخن ، باطل و گزاف است . اعتقاد به روز موعود ، عقيدهاى اصيل و صادق است . تمامى اديان الهى از راه وحى به آن معتقدند و در آن اتفاق نظر دارند و به يك مسأله كه هدف اساسى و اصلى آفرينش انسان است اشاره كردهاند . و دانستيم كه وقتى هدف اصلى آفرينش ، رسيدن به حدّ خلافت الهى است ، تبليغ و اعلام آن هدف از همان روزهاى نخست آفرينش به وسيله پيامبران الهى امرى طبيعى و عادى خواهد بود .
( 3 ) و نيز به راحتى مىتوانيم پاسخ ياوهسرايان ديگرى را بدهيم كه گفتهاند اعتقاد به روز موعود و قيام حضرت مهدى - عليه السلام - از احساس ظلم و شدت اشتياق به حكومت عدل بر روى زمين سرچشمه مىگيرد ؛ زيرا ما انگيزه راستين اين اعتقاد را دانستيم ، و هيچگاه اشتياق به گسترش عدل نمىتواند منشأ پيدايش اعتقادى اصيل باشد . چون هر فرد و يا جامعهاى كه اميدوار به ريشهكن شدن ظلم و ستم مىشود ، هميشه دوست دارد كه اين مسأله در زمان خود او باشد تا از آن
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٦٢