( 1 ) درجه چهارم : هيچگونه اخلاص و صلاحيتى در فرد ايجاد نشده ، لكن بر اثر مطالعه سيستمها و رژيمها و برخوردهاى نظامى بشرى ، و مشاهده ناتوانى و ضعف آنها ، به اين نتيجه مىرسد كه اين گونه نظامها و فلسفهها و قانونگذاريها نمىتوانند سعادت جوامع بشرى را تضمين كنند ، و مشكلات و دشوارىها را بر طرف سازند ، و ستم و ظلم را ريشه كن كنند ، و عدل و داد را بر گيتى حاكم گردانند . اين نتيجه براى اكثريّت افراد جامعه به دست مىآيد ، و همگى شاهد آن هستند كه روز به روز ، بر مشكلات بشر افزوده مىگردد ، به جاى اينكه چيزى از آنها كاسته شود .
( 2 ) در چنين شرايطى شعور و درك پنهانى و آگاهى ناخودآگاه مردم به خود مىآيد كه جهان و صحنهء گيتى نيازمند يك منجى پيروز و نيرومندى است كه بتواند كشتى متلاطم جهان را از اين گرداب نجات بخشد و به ساحل نجات و رستگارى برساند . اين فرد گرچه راه حل و خصوصيّات اين منجى را نمىداند ، لكن اين خواسته نفسانى و روحى ، او را وادار مىكند كه به اوّلين نداى تازهاى كه ادعاى حل مشكلات را كرده و مدعى توانايى ايجاد رفاه و گسترش عدالت است پاسخ مثبت بدهد و به سوى او بشتابد ، و لذا اين مدعى و اين دعوت در بين اين طبقه از مردم ، موفق شده و طرفدارانى پيدا مىكند ، چون احتمال صدق اين دعوت در هر حالتى وجود دارد .
( 3 ) حال اگر اين دعوت ، همان دعوت حق در آن روز موعود باشد ، اين خصوصيّت روحى مردم و اين فضاى انتظار جهانى اثر خود را خواهد بخشيد و حق و عدالت ، گسترش خواهد يافت و اگر هم دعوت باطل باشد ، جولانى خواهد داد و از بين خواهد رفت .
اين بود درجات چهارگانهاى كه به دنبال آزمايش بزرگ خدايى در دوران پيش از ظهور پديد مىآيد و به گونهاى در تشكيل و تأسيس بناى عدالت در آن روز موعود سهيم است .
( 4 ) و ما به روشنى مىبينيم كه اين درجات هر چه بالاتر مىرود ، افراد داراى اين خصوصيّات كمتر مىشوند ؛ و هر چه پايينتر مىرود ، افراد بيشترى در آن صف
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 258
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٥٨