وادار به مبارزه و پيكار در راه ايجاد آن جامعه عادلانه مىكند .
( 1 ) و اين مطلب مسلم است كه در صورت اوّل ، دوستدار جامعه عادله چون مراحل فداكارى را طى نكرده است ، هميشه در معرض انحراف و روى گردانى از هدف است و امكان دارد پس از برخورد با اوّلين مشكل ، كه بين مصالح شخصى و آسايشهاى جسمى خود و رسيدن به آن هدف منافاتى ديد ، از راه برگشته و پشت به هدف نمايد . بنابراين در صورتى كه اين حالت ويژگى عمومى مردم باشد ، عدالت كاملى كه تحقق يافته است قابل دوام و استمرار نيست و نمىشود روى آن حسابى باز كرد ؛ لكن اگر اين محبّت و اخلاص پس از طىّ مراحل دشوار فداكارى و از خودگذشتگى باشد ، ديگر اين حالت ويژگى عمومى افراد امّت نخواهد بود .
( 2 ) ثانيا : از آنچه گذشت دانسته شد كه عامل دوم از نظر زمانى مقدم بر عامل اوّل است ، زيرا تحقق واقعى عدالت كامل متوقف بر آن است ، و تا همه افراد يك جامعه يا اكثر آنها به سر حد كمال ايمان و از خودگذشتگى نرسند و از بوته آزمايشهاى سخت ، موفق و سرفراز بيرون نيايند ، هيچگاه عدالت عميق و ريشهدار در جامعه محقق نخواهد شد . چرا كه افرادى اين گونه در عمل تواناتر و در ثمربخشى سريعتر و در مقابل دشواريها پايدارترند ، و اين امور ريشهء عدالت را عميقتر نموده ، استمرار و پابرجايى آن را بيشتر تضمين مىكند .
بنابراين هدف و مقصود خداوند از آفرينش ، وقتى برآورده مىشود كه اخلاصى صيقل خورده توسّط تجربه و فداكارى در مردم به وجود آيد ، و بديهى است كه اين صفا و پاكى جز به مرور ايّام و طى كردن تجربيّات و آزمايشها و فداكاريها ايجاد نمىشود ، كه آنها هم بايد در ضمن گذشتن از دوران سياه ظلم و بيدادگرى و روزگار سياه و تاريك ستم و ظلم باشد ، كه در طول تاريخ ، بشريّت با آن دست به گريبان بوده است .
پس به روشنى و وضوح ثابت شد كه غرض و مقصود الهى در هدايت انسان ، وابسته به اين است كه انسانها از لابلاى مشكلات و سختيها عبور كرده و با مشكلات دست و پنجه نرم كنند تا بتوانند در آغاز تحقق بخشيدن به عدالت
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٥٤