ترسانده شدهاند ، بايد در افراد ايجاد شود .
( 1 ) در راههاى ايجاد اين عوامل تفاوتهايى است . عامل و سبب اوّل و سوم را از راه پرورشهاى علمى و نظرى مىشود ايجاد كرد ، و همين كه انسانى متوجّه آن شد و آن را تصديق كرد در او ايجاد مىشود ، لكن انگيزه دوم را فقط از راه استدلال و برهان نمىتوان تحقق داد ، بلكه بايد مدتها بر آن تمرين و ممارست كرد تا باعث اخلاص گردد و فداكارى و از خودگذشتگى بيافريند و آمادگى و آگاهى به وجود آورد . و از همين جا است كه اهميّت اين تجربه و آزمايش را در پرورش اخلاص به صورتى ويژه و در ايجاد تكامل به طور عموم مىفهميم ، كه اين يكى از اساسىترين شرايط جامعهاى عادل است و هدف و مقصود نهايى آفرينش انسان وابسته به ايجاد اينچنين جامعهاى است .
( 2 )
نكته ششم : بحثى در كيفيت تكامل فرد و جامعه
تجربه و ممارستى كه اهميتش را در رشد اخلاص و وادار كردن به پيروى از دستورات خدا شناختيم ، هرگاه آن را نسبت به تكتك افراد در نظر گيريم ، بيش از ساختن يك فرد با اخلاص اهميّت ندارد ، ولى اگر نسبت به يك جامعه در نظر بگيريم و بگوييم كه هر جامعهاى از افراد تشكيل مىشود و يك امّت از جوامع مختلف و متعدد ، در اين صورت به نقش اساسى تعليم و تربيتى كه روح اخلاص و تبعيّت از خداوند متعال را در مردم ايجاد كند ، پى خواهيم برد .
( 3 ) در اين هنگام است كه تربيت مردم و هدايت انسانها ، از آنجا كه خود مهمترين مقدمه رسيدن به هدف نهايى آفرينش است ، از اهميّت والائى برخوردار شده و با در نظر گرفتن آن ، اهميّت مسألهاى را كه قبلا گفتيم خوب درك مىكنيم كه « خداوند هر كارى را كه موجب رسيدن به هدف نهايى باشد انجام مىدهد ، گرچه انجام معجزه و خرق عادت باشد » . لذاست كه اين نتيجه را مىگيريم كه خداوند براى رسيدن انسانيّت به سر منزل كمال نهايى و براى تربيت و رشد مردم ، برنامهريزى مىكند و مقدماتش را فراهم مىسازد .
( 4 ) حال ممكن است اين سؤال به نظر برسد كه اگر اين تربيت و رشد فكرى مردم مقدمهاى براى هدف نهايى آفرينش ، و هدف از اهميّتى بس زياد