ناچيز است ، اگر بخواهيم به ظاهر روايات گوياى حوادث آينده عمل كنيم و به آنها معتقد باشيم ، اين خود نشان دهندهء جهالت ما نسبت به قواعد عمومى عقليه و شرعيه است كه براى شناخت حق و تميز درست از نادرست وضع شده است . در حالى كه ما ناآشناى به اين قواعد نيستيم ، زيرا خداوند به ما توفيق دستيابى و آگاهى به آنها را از راه عقل و نقل داده است ،
وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ
: و اگر خداوند ما را هدايت نكرده بود ، ما راه يافته نبوديم .
( 1 ) با در نظر گرفتن اين نكته ، بايد به راهى برويم كه قواعد و اصول عمومى شرعى ، ما را بدان رهنمون است و رابطه حوادث و اخبار را بر مبناى آن قواعد در نظر گيريم ؛ و تا آن اندازه كه با آن قواعد تطبيق كرد ، به آن روايات عمل كنيم و بدان پايبند باشيم .
وقتى اين راه را پيموديم مىتوانيم روياروى نكات پنجگانه در نظريّه اوّل ، پنج نكته زير را قرار دهيم :
( 2 ) نكته اوّل :
ما به ناچار محتاج و نيازمند روش ويژه فهم دلالت روايت و محكم كارى در سند - كه قبلا مطرح كرده بوديم - خواهيم بود ، تا بتوانيم با در نظر گرفتن آنها تنافى و اختلافى كه در به دو نظر در بين اخبار و روايات ، و گاهى بين روايات و قواعد عمومى به چشم مىخورد ، بر طرف كنيم .
( 3 ) نكته دوم :
در اين كه بين تمام رويدادهاى روزگار با زندگى انسان و تمام علائم ظهور و خود ظهور ارتباط و پيوستگى وجود دارد هيچ شك و ترديدى نيست ، و همين ارتباط نشان مىدهد كه خداوند براى آينده جوامع بشرى برنامهريزى كرده و آنها را راهنمايى مىكند . ( در فصل آينده استدلال و دليل اين مطلب را خواهيم گفت . )
بنابراين آنچه كه در نظريّه اوّل گفتيم كه ارتباط واقعى در دست خداوند ، است ، كاملا درست مىباشد ، لكن آن چنان نيست كه اصلا ما از آن هيچ آگاهى نداشته باشيم ، بلكه مىتوانيم از روى قواعد عامه و روايات مخصوصه در