دلالت مىكند بر پيدايش آتشى از سوى يمن ، يا از نقاط دور دست شهر عدن كه گردنهاى شترهاى شهر بصرى به سوى آن كشيده مىشود ( بصرى شهرى است در سوريه ) . در اين عبارت ، شنونده از همان اوّل مىداند كه يك چنين آتشى حقيقتا و لو به صورت اعجاز وجود ندارد ، بلكه مىداند كه اين جمله رمزى نهفته و كلمه آتشى اشاره به يك نهضت خونين اجتماعى ، و يا يك دعوت گسترده مذهبى ، و يا اشعه اتمى پخش شده در فضا ، و يا امثال اين گونه چيزها است .
( 1 ) نكته پنجم :
در بخش سوم اين كتاب ، به بررسى معناى شرايط ظهور خواهيم پرداخت ، و به روشنى تفاوت بين « علائم ظهور » و « شرايط ظهور » را خواهيم دانست . و در آنجا خواهيم ديد كه براى پيدايش هر يك از اينها ، خداوند برنامهريزى ويژهاى دارد ، به طورى كه بيش از همان علل و انگيزههاى طبيعى و معمولى ، نيازى به علت غير طبيعى مخصوصى ندارد ، بر خلاف آنچه كه در نظريّه اوّل گفتيم .
و بر طبق تعريفى كه از شرايط و علائم ظهور خواهيم كرد ، دانسته خواهد شد كه جوّ عمومى را كه در دوران غيبت كبرى از فساد و انحراف بشريّت وجود خواهد داشت ، مىتوانيم بدين اعتبار كه خود انگيزهاى براى پيدايش افراد برگزيدهء الهى مىشود - كه براى پيروزى جهانى حكومت حضرت بقية الله وجودشان لازم است - جزء شرايط ظهور بدانيم ، و بدان اعتبار كه اينها امورى مرتبط با ظهور حضرت هستند كه روايات از آنها خبر دادهاند ، جزء علائم ظهور بدانيم .
به هر حال ، از اين بحث دانستيم كه چگونه روايات مربوط به حوادث آينده را بفهميم ، و چگونه بين آنها و قواعد عمومى عقلى و نقلى جمع كنيم و يك مفهوم واحد از همهء آنها به دست آوريم .
و الحمد اللّه رب العالمين .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 240
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢٤٠