تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
مصالح الهى راه پيدا كنيم ، در آن صورت مجبور بوديم روايت را از لحاظ سند و دلالت بررسى نماييم تا معنايى مطابق دانش و فهم خود از آن استخراج كنيم ؛ ولى وقتى كه به جهل و نادانى خود در پيشگاه پروردگار اعتراف كرديم ، در آن صورت جز همان ظواهر الفاظ و معانى مطابقى آنها چيزى در پيش روى نداريم و تنها راه براى فهم مقصود خداوند همان الفاظ خواهد بود و ديگر نيازى به سختگيرى در مورد سند و يا شك و ترديد در معانى روشن كلمات و برگرداندن آنها از معناى ظاهرى به معانى تأويلى و مجازى و يا رمزى نخواهد بود . ( 1 ) نكتهء دوم : نيازى به آن نيست كه ارتباط و به هم پيوستگى عمومى بين رويدادهاى وارده در اين روايات را بدانيم ، بلكه آگاهى از آن ، ناممكن و يا دشوار است ؛ زيرا ارتباط واقعى در دست خداوند است ، و بندگان خدا جز به همان اندازه كه در اخبار و روايات وارد شده است از آنها آگاهى ندارند ؛ و در آنها جز يك سلسله حوادث پراكنده و رويدادهاى متفرقه چيزى وارد نشده است و بيشتر از آن را بايد به خدا و آگاهان از سوى او واگذار كرد . ( 2 ) نكته سوم : نيازى به جستجوى از اسباب و علل داخلى و يا بيرونى و خارجى اين رويدادها نيست ، زيرا جستجو از آنها در توان ما نيست ؛ يا به خاطر اينكه اصولا اين اسباب و علل فقط نزد خداوند است ، و خداوند مستقيما پديدآورندهء حوادث بوده و اسباب پيدايش آنها منحصرا همان حكمت ازليّه الهى است كه آگاهى از آن محال و ناشدنى است ؛ و يا بر فرض وجود اسباب خارجى براى آنها هم ، ما بيش از آنچه كه روايات گوياى آنهايند آگاه نيستيم ، كه آنها بسيار اندك است و بهتر همان است كه جهل خود را نسبت به اسباب و علل تفصيلى اين حوادث بپذيريم . ( 3 ) نكته چهارم : اخبار و رواياتى كه با استدلال ثابت كرديم كه بايد به الفاظ آنها عمل كرد و آنها را پذيرفت ، بر آن دلالت دارد كه بسيارى از علائم ظهور به طور معجزه و
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 234 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر