( 1 )
جهت سوم : قواعدى كلّى براى فهم روايات پيشگويى
در اين قسمت قواعدى كلى براى فهميدن اخبار مربوط به رويدادهاى آينده - مخصوصا درباره فساد و تباهى مردم و زمانه - در پرتو روشهاى سندى ، و بررسى دلالت روايات ، عرضه خواهيم داشت .
دو نظريّه را در فهم ارتباط و به هم پيوستگى عمومى بين روايات مىتوان مطرح كرد كه اوّلى مربوط به خود لفظ و معناى مطابقى مدلول مستقيم الفاظ روايات است ، و ديگرى مربوط مىشود به جايى كه بخواهيم از معناى مطابقى و ظاهرى لفظ تجاوز كنيم و بر طبق قواعد اسلامى ، آن را به يك معناى ديگر برگردانيم .
( 2 )
نظريّه اوّل : تمسّك به مدلول لفظى روايت
اين فكر به ذهن مىآيد كه ما چون در زمان و مكان محدود و معينى زندگى مىكنيم ، طبيعتا بسيارى از مصالح عمومى را كه در نظر خداى متعال است آگاه نيستيم ؛ زيرا آنها از تدبير و حكمت ازلى خداوند سرچشمه گرفته و فكر كوتاه ما نمىتواند بدان دست يابد ، از اين جهت بيش از مدلول الفاظ و معناى ظاهرى روايات ما نمىتوانيم به مصالح و حكمتهاى خداوندى پى ببريم ، و كليد اساسى براى دست يافتن به گنجينههاى دانش ، همان الفاظ است با همان معانى ظاهرى .
و وقتى روايتى از نظر قواعد عمومى قابل اثبات تاريخى بود ، بايد به الفاظ و معانى ظاهرى آن تمسّك جست .
از اين مطلب چندين نكته به دست مىآيد :
( 3 ) نكته اوّل :
نيازى به سختگيرى در مورد سند ، و يا رعايت نكاتى كه سابقا در مورد دلالت روايت گفتيم نيست ؛ زيرا سختگيرى سندى و رعايت نكات دلالتى الفاظ ، در جايى بود كه در روايت ، غموض و پيچيدگى باشد كه نتوانيم معناى ظاهرى آن را بگيريم ، مخصوصا كه غموض و دشوارى ناشى از آن حالت نفسانى ما مىشد كه مىخواستيم و ادعا داشتيم كه با اين مقدار دانش اندك خود مىتوانيم به تمام