بررسى خواهيم نمود ، و به طور مستدل اثبات خواهيم كرد كه تمامى رواياتى كه به صورت پيشگويى از قول پيامبر و يا ائمّه صادر شده است ، مستقيم يا غير مستقيم ارتباطى با وجود حضرت مهدى - عليه السلام - و مشخصات غيبت و علائم ظهور آن حضرت دارد .
( 1 )
گروه دوم : راويان شيعى
آنچه كتب راويان شيعه اماميّه روايت كردهاند با تمام كثرت و بسيارى تعداد ، بازهم به پايه روايتهاى اهل سنت نمىرسد .
در كتب شيعه ، تمامى اين اخبار در باب مربوط به حضرت مهدى نقل گشته و به نام علائم ظهور ناميده شده است كه خواه ناخواه مىبايست اين نشانهها پيش از ظهور حضرت واقع بشود و اتفاق بيفتد . و لذا روى دادن اين وقايع ، خود دليلى بر وجود آن حضرت مىشود و انتظار ظهورش را در بين منتظران بيشتر مىگرداند .
( 2 ) در بخش سوم كتاب ، رابطه بين اين حوادث و وجود و ظهور حضرت و فلسفه آن را به طور مفصل بررسى خواهيم نمود .
البته برخى از اين اخبار چندان ارتباطى به مسأله حضرت مهدى - عليه السلام - ندارد ؛ همچون اخبار مربوط به تشكيل حكومت بنى اميّه و بنى عباس و انقراض آنها كه مستقل از آن مسأله روايت شده است ، ولى در عين حال چون بحث ما از مجموعه پيشگوئيهايى است كه به صورتى مستقيم و يا غير مستقيم ارتباطى به حضرت مهدى - عليه السلام - دارد ، از اين جهت بايد متذكر آنها هم بشويم .
( 3 )
ديدگاه سوم : انقسام روايات از جهت دلالت
اين اخبار از نظر محتوى و دلالت نيز تقسيماتى دارد . بسيارى از اينها مخصوصا آن دسته كه مربوط به اين بخش كتاب مىشود ، گوياى فساد زمانه و انحرافات عقيدتى و مذهبى و بدى اوضاع سياسى و اقتصادى در جوامع بشرى مىباشند ، كه در واقع مسلمانان را از آن گرايشات بر حذر داشته ، و هشدارى است به آنها كه مبادا گرد اين انحرافات بگردند ، بلكه در مقابل انها جهتگيرى