تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
بدون هيچ‌گونه توجيه و بررسى آن را مردود دانسته و نيازى به اينكه زحمت بكشيم و آن را با قانون معجزات تطبيق دهيم نداريم ؛ لكن اگر از حيث سند معتبر بود ، در اين صورت نوعا با قانون معجزات تطبيق دارد و لااقل احتمال انطباق با قوانين و اصول معجزات در آنها وجود دارد ، و به طورى است كه يقين به مخالفت آنها با آن اصول و قوانين در بين نيست . ( 1 ) در آينده توجيه و برداشت جديدى را براى اين گونه روايات خواهيم گفت كه با در نظر گرفتن آن معنى ، معجزات اين روايات با قانون معجزات تطبيق خواهند كرد . بر فرض اگر در موردى سند معتبر ، و در عين حال با قانون معجزات مطابقت نداشت ، امكان وقوع حادثهء مذكور در روايت وجود ندارد و اين عدم مطابقت گوياى يك گونه مشكل و پيچيدگى ويژه‌اى است در روايت ، و يا كمبودى در آن رويداد تاريخى ، كه بايد آن غموض و پيچيدگى بر طرف شود تا مطلب روشن و واضح گردد . و خداوند تأييدكننده است . ( 2 )

و امّا سه منشأ اوّل

: سومين منشأ را كه احتمال حذف و تغيير عبارت باشد با اصل سختگيرى در سنديّت روايت بر طرف مىسازيم ، زيرا آنچه كه مقصود اصلى است ، آن است كه براى اثبات يك رويداد قرائنى را بدست آوريم ، و اثبات صحّت يك روايت معين مورد نظر ما نيست . و امّا دو منشأ ديگر - اوّلى و دومى - در ضمن بحث و بررسى آنها دانسته شد كه اين دو در حقيقت يك خط سير سازنده را تشكيل مىدهند ، نه اينكه موجب سستى روايت گردند . چرا كه از هر يك از آنها يك قاعده كلّى استفاده مىشود : ( 3 ) از منشأ اوّل اين قاعده به دست مىآيد : اگر ما روايتى را از حيث سند و متن ديديم كه به مقتضاى قواعد عمومى و قرائن تاريخى و دينى امكان استناد به نصّ صريح آن وجود دارد ، در اين صورت آن روايت حالت رمزى ندارد . و لكن اگر طبق قواعد و قرائن مزبور پذيرفتن و عمل كردن به نص و متن آن روايت ممكن نبود ، مىتوان گفت كه روايت رمزى است . البته بايد معنايى را از نص و ظاهر
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 227 | سيد حسن افتخارزاده / السيد محمد الصدر