( 1 )
منشأ سوم : مجمل گويى احاديث
در برخى از اين روايات ، تاريخ دقيق و يا مكان وقوع حادثه و يا نام و خصوصيّات اشخاص مربوطه و يا اهداف و انگيزه و عقائد و افكار گردانندگان يك حادثه از قلم افتاده و ذكر نشده است ، با اينكه دانستن اين ويژگيها در شناخت مفصّل و بررسى كامل ، اثرى بسزا دارد .
نمونه اين حالت ، تعبير به « نفس زكيّه و سفيانى » است « 6 » ، با اينكه به طور روشن و صريح ، اسم اين اشخاص گفته نشده است ؛ و يا اخبار به خروج پرچمهاى سياه از خراسان « 7 » و يا وجود دو گروه مخالف يكديگر كه با يكديگر در ستيز و جنگند ، ولى دعوت آنها يكى است ، با اينكه در اين روايات تصريح نشده است كه آيا دعوت اين دو گروه حق است يا باطل ، و ديگر نمونههاى اين موضوع .
( 2 )
منشأ چهارم : استبعاد نفسى برخى از پژوهشگران
حالت استبعاد برخى از پژوهشگران و محققان كه اين روايات را بررسى مىكردهاند باعث شده اين روايات را نپذيرند و يا قبول آن را مشكل بدانند ؛ و با اينكه از نظر سند روايت مورد قبول بوده و شرايط لازمه را دارا بوده و ديگر منشأهاى غموض دلالت در آن وجود نداشته ، در عين حال به خاطر جهاتى - كه اهمّ آن ذيلا مىآيد - اين روايات را نپذيرفتهاند :
( 3 ) 1 ) احتمال دادهاند كه جملهاى از روايت حذف شده و راوى به هنگام نقل روايت آن را از قلم انداخته باشد ؛ زيرا گاهى حذف يك نقطه يا يك حرف ، معنى را كاملا تغيير مىدهد ، تا چه رسد كه يك كلمه و يا يك جمله از قلم افتاده باشد ، مخصوصا در اين گونه موارد .
( 4 ) 2 ) وقوع تمامى حوادث پيشبينى شده را در مجموع روايات بعيد و مشكل دانستهاند . زيرا همانطور كه كثرت اين روايات كه به حد تواتر رسيده موجب علم به صدق و درست بودن بسيارى از آنها مىشود ، در عين حال ، علم و يا لااقل
هامش
( 6 ) غيبت شيخ طوسى / 267 .
( 7 ) غيبت شيخ طوسى / 274 .