گمان به كذب بعضى از آنها را نيز براى ما پديد مىآورد . و معلوم است كه تشخيص اينكه كدام روايت واقعا درست است و كدامين نادرست براى ما ممكن نيست ، زيرا هر روايتى را كه در نظر بگيريم احتمال صدق و كذب در آن مطرح مىباشد .
( 1 ) 3 ) تعدادى از معجزات نقل شده در اين روايات با قانون معجزاتى كه قبلا تذكر داديم تطبيق نمىكنند ، بدين معنى كه براى اثبات حق و اقامهء آن انجام نگرفته و وقتى بدين منظور نبود ، لزومى ندارد كه معجزهاى انجام گرفته باشد .
خواه ناخواه مقتضاى اين قاعده آن است كه اين روايات را نپذيريم .
به هر حال مهمترين انگيزهها و منشأهاى پيچيدگى و دشوارى دلالت اين روايات ، همينها بود كه گفتيم . البته انگيزههاى مخصوص به برخى موارد هم وجود دارد كه نيازى به ذكر آنها نيست .
( 2 )
روش رهايى از دشوارى دلالت روايات
: بعد از آنكه منشأ و انگيزهء دشوارى و پيچيدگى روايات را فهميديم ، اكنون بايد روشى اتخاذ كنيم كه به فهم ما كمك كند تا بتوانيم به آسانى مقصود و منظور از اين روايات و فرمايشات را به درستى بفهميم .
( 3 ) ابتدا
[ حل ] چهارمين منشأ
را كه مخصوص شنوندهء روايت يعنى در واقع پيرامون طريق رسيدن آن به دست ما بود بررسى مىكنيم تا پس از آن به منشأهاى ديگر كه مخصوص گوينده و عوامل غموض و دشوارى در كلمات او است بپردازيم .
منشأ چهارم را ما به سه مشكل و دشوارى تحليل و تقسيم كرديم . وقتى آن مشكلات را در تحليل و بررسى خود از بين برديم ، خواه ناخواه منشأ چهارم از بين خواهد رفت و ديگر استبعاد نفسى در بين نخواهد بود كه باعث عدم پذيرش روايات مربوطه بشود .
( 4 ) براى رفع دشواريهاى سهگانهء مذكور ، بر همان اصل سختگيرى در سند روايات كه قبلا پايهگذارى نموديم تكيه نموده و هر روايتى را كه قرائن و قواعد آن را تقويت نكند كنار مىنهيم ، و حوادثى را كه در مورد آنها تعداد روايات به حدّ لازم نمىرسد ، پذيرا نمىشويم . و بدين ترتيب چنان كه توضيح داده مىشود