فرار كنيم ؛ زيرا وقتى توانستيم معناى درستى براى آنها در نظر بگيريم ، ديگر به چه انگيزه و دليلى آنها را رد كنيم و نپذيريم ؟ علاوه بر اين كه برخى از اين روايات به حد تواتر رسيده كه نمىشود آن را انكار كرد .
آرى ، مىتوانيم دربارهء آن معناى رمزى بحث كنيم كه به چه صورت است و چگونه بايد آن را بشناسيم ، و اين چيزى است كه به زودى دربارهاش بحث خواهيم كرد .
( 1 )
منشأ دوم : مصداقهاى متفاوت احاديث
در اين روايات ، مفاهيم ويژهاى به كار گرفته شده كه مصاديق معين و مخصوصى دارند كه در آن زمان ، مردم با آنها سروكار داشتهاند و از آن الفاظ ، جز همان مصاديق زمان خود را نمىفهميدهاند ، در صورتى كه پيامبر و يا ائمّه - صلوات اللّه عليهم - مصداق ديگرى را در نظر داشتهاند كه در زمان وقوع حادثه پديد خواهد آمد .
نمونهء اين اشتباه مفهوم به مصداق ، رواياتى است كه مىگويد : حضرت مهدى - عليه السلام - با شمشير قيام مىكند . « 4 » مقصود از كلمهء شمشير ، نيروى اسلحهء مناسب دوران ظهور است ؛ با اينكه مردم زمان رسول اكرم و ائمّهء - عليهم السلام - جز همان شمشير را از اين كلمه نمىفهميدهاند و شايد هم در وهم و خيال خود نيزه و زره را نيز بدان مىافزودهاند .
( 2 ) نمونهء ديگر ، اخبارى است كه مىگويد : لشكرى از كفّار و مخالفان در « بيداء » - بيابانى ميان مكّه و مدينه - به زمين فرو خواهند رفت . « 5 » مردمى كه اين روايت را از ائمّه مىشنيدند ، فكر مىكردند كه منظور ، لشكرى است شمشير به دست و سوار بر اسب ، با اينكه لزومى ندارد كه تصوير آن لشكر را بدين گونه در ذهن بياوريم ، بلكه آن لشكر ، مسلّح به اسلحهء مناسب زمان خود است و با همان سلاحها و ابزار جنگى در زمين فرو خواهند رفت و متلاشى خواهند شد .
هامش
( 4 ) كمال الدين / 28 .
( 5 ) بحار 52 / 222 - 223 .