نتايجى را كه از گسترش ظلم و فساد ممكن است به دست آيد ، به گونهاى ديگر خنثى سازند و از بروز آن نتايج جلوگيرى كنند . بنابراين آگاهى روشن و مفصّل مردم از حوادث آينده مصلحت نيست ، و بلكه آن برنامهريزى در صورتى موفق خواهد بود كه اين حوادث به صورت غير منتظره و ناگهانى و بر طبق دگرگونيهاى طبيعى تاريخ انجام گيرد .
بنابراين خود اينكه پيامبر و يا ائمّه - صلوات اللّه عليهم - مطلب را به صورت غامض و پيچيده مىگويند ، در موفقيّت برنامههاى خدايى و ايجاد شرايط ظهور حضرت مؤثّر مىباشد ، و لذا مطلب را به صورت پيچيده و رمزى گفتهاند .
( 1 ) 4 ) پيامبر و يا ائمّه حوادث آينده را به عنوان شاهد و يا پند دادن و امثال اينها مىگويند ، و چون به اين منظور گفته مىشود بايد به همان اندازه كه لازم است و نتيجه گرفته مىشود بگويند و معمولا ذكر تفاصيل حوادث در اين موارد پسنديده نيست . چنان كه قرآن كريم نيز هيچگاه به طور مفصل و مشروح داستانسرائى نكرده ، بلكه وقايع و تواريخ را به اندازهاى كه نتيجهاى اخلاقى و يا اعتقادى داشته باشد متذكر شده است . البته مواردى كه روايات مستقيما در صدد بيان حوادث آينده باشند ، همچون شرايط قيامت و علائم ظهور ، مستثنى مىباشد ؛ زيرا ذكر آن شرايط و علائم به صورت مفصل و گسترده در اين گونه روايات اصالت دارد و در مورد آنها غموض و پيچيدگى مربوط به ديگر عوامل مىباشد .
( 2 ) 5 ) امر فلسفى و اعتقادى است كه پيامبر و يا ائمّه هيچگاه از چيزى كه ممكن است مشمول محو و اثبات شود « 2 » خبر نمىدهند و آنچه را كه احتمال
هامش
( 2 ) از جمله عقائد مسلّم و ضرورى مذهب شيعه ، مسألهء « بدا » است كه با استفاده از آيهء شريفهءيَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِما معتقديم كه خداوند را لوحى است به نام لوح محو و اثبات ؛ از كلّ نظام تكوين جهان هر چه را كه بخواهد برمىدارد و هر چه را كه بخواهد اثبات مىكند ، و حضرت على مىفرمايد : « اگر اين آيه در قرآن نمىبود من از تمام حوادث آينده تا روز قيامت خبر مىدادم . » ( بحار 4 / 97 ح 4 ) بنابراين بخاطر اينكه خداوند بموجب حرّيّت و آزادى مطلقى كه دارد ، گاهى بدا مىكند