مىرود ؛ زيرا انضمام اين احاديث به يكديگر ما را از رابطه و پيوستگى رويدادها نيز آگاه مىسازد .
( 1 )
نكته دوم : مشكل دلالت
روايات گوياى حوادث آينده ، به طور عموم صرف نظر از مشكلات سند مشكلاتى در دلالت و مضمون دارند . اين اشكالات چندين منشأ و انگيزه دارد كه گاهى يكى از آنها و گاهى چندين عامل باعث پيدايش آنها مىشود . ابتدا بايد از انگيزهء رمزى بودن و مجمل بودن آنها بحث شود كه چرا گويندگان آنها مطالب خود را به صورت رمز گفتهاند ، و سپس عواملى را كه مطلب را نسبت به فهم ما دشوار ساخته است بررسى مىكنيم ؛ و لذا بايد در دو جهت بحث كنيم :
( 2 ) جهت اوّل :
چرا پيامبر و ائمّه - صلوات اللّه عليهم - مطالب مربوط به آينده را به صورت رمز و مجمل گفتهاند ، و مطلب را واضحتر و روشنتر بيان نكردهاند ؟
آنچه را كه مىتوان انگيزه اين مجملگويى و رمزى صحبت كردن دانست ، عبارتند از :
( 3 ) 1 ) قانونى است كه مىگويد : « با مردم به اندازهء عقل و انديشهء آنها صحبت كن . » اين قانون ، چنان كه در گذشته هم گفتيم ، يك قانون عرفى است و درست هم مىباشد ، و رسول خدا و ائمّه معصومين - صلوات اللّه عليهم - بر طبق همين قانون حركت كرده و با مردم سخن گفتهاند .
( 4 ) آگاهى و دانش پيامبر خدا و ائمّهء معصومين - عليهم السلام - در حدى است كه مىتوانند وقايع و حوادث صدها و هزاران سال بعد از زمان خودشان را بفهمند ، و نسبت به آيندهء بسيار دور ، همان ديدى را داشته باشند كه از موضوعات معاصر و همزمان خود دارند . ديگر افراد بشر ، در هيچ دورهاى هيچگاه به اين پايه نرسيدهاند . حتّى بزرگترين انديشمندان و سياستمداران مىتوانند نهايتا براى پنج يا ده سال آينده برنامهريزى نمايند ، آن هم غالبا به طور احتمالى است و پياده شدن آن تضمينى ندارد . ولى پيامبران خدا از طريق علم ويژهء الهى كه علم غيب است و خداوند فقط به كسى كه بخواهد - همچون پيامبران يا