نقل به معنى كند احتمال اختلاف معنى بسيار اندك و ناچيز است .
( 1 ) لكن در رواياتى كه از آينده خبر مىدهند وضع اينچنين نيست ، و غالبا گوينده - چه پيامبر باشد و چه امام - مطلب را به صورت رمز و در ضمن عبارات مخصوصى مىگويند ، و بايد در فهم معنى به خود آن الفاظ دقّت كرد . امّا وقتى كه نقل به معنى بشود ، ديگر در عبارات دقتى و نظر خاصى رعايت نشده تا براى به دست آوردن مطلب دقّت و بررسى خود عبارات لازم باشد . مخصوصا اگر اصل عبارات رمزى باشد كه به هنگام نقل به معنى اصلا مطلب اوّل مسخ مىشود و معنايش تغيير مىكند ، و علم به وثاقت و اطمينان داشتن به راوى ، اين احتمال را بر طرف نمىسازد ، زيرا نقل به معنى براى راوى شرعا بىاشكال است و در عين حال احتمال اينكه راوى به تمام رموز آگاهى نداشته باشد وجود دارد ، و لذا نمىشود گفت كه حتما الفاظى را كه به كار برده داراى همان رموز و اسرار اصل عبارت معصوم است .
( 2 )
امر سوم : احتمال اشتباه راوى در حذف الفاظ روايت
در هنگام نقل به معنى ، احتمال اينكه الفاظى را از متن گفتهء معصوم انداخته باشد ، وجود دارد .
قواعد عمومى در ديگر روايات ، مقتضى آن است كه به اين احتمال ترتيب اثر داده نشود ، زيرا ظاهر آن است كه راوى مورد اطمينان است و تمام الفاظ و يا تمام مضامين و محتويّات روايت را نقل كرده و تمام قرائن و ويژگيهاى آن را آورده است ؛ زيرا اگر الفاظى و يا مضامينى را از قلم و روايت انداخته باشد ، ديگر نقل به معنى نكرده و نمىشود به او اطمينان داشت . وقتى كه به وثاقت او يقين داشتيم ، معنايش آن است كه تمام مضامين را آورده و چيزى فروگذار نكرده است ؛ لكن اين وثاقت در روايات مربوط به اخبار آينده ، از دو جهت مفيد نيست :
( 3 ) 1 ) وقتى كه احتمال بدهيم قرينهاى لفظى و يا مقامى وجود داشته كه در معنى حديث مؤثر بوده و راوى آن را نفهميده و توجّه به آن نداشته است و آن را ناديده گرفته است ؛ و بر فرض كه راوى ، ثقه و مورد اطمينان باشد متعهد نقل آن قرائن و مقدماتى است كه به نظر او در فهم معنى مؤثّر باشد . در اين صورت اطمينان به