وثاقت راوى اين احتمال را نفى نمىكند .
( 1 ) البته اين گونه احتمالات در روايات معمولى وجود ندارد ، زيرا در آن روايات عبارات و الفاظ رمزى نيست . وقتى عبارت واضح و بدون كنايه باشد ، احتمال وجود قرينهء پنهانى و رمزى نيست كه بگوييم ممكن است راوى به هنگام نقل به معنى آن را از قلم انداخته و ناديده گرفته باشد .
( 2 ) 2 ) اگر احتمال بدهيم كه در يك روايت مىخواستهاند بيش از يك رويداد را متذكّر شوند ، و احتمال بدهيم كه نقل دو حادثه و رويداد با يكديگر در فهم دقيق و بهتر آن دو حادثه يا يكى از آن دو مؤثر است . وقتى مىبينيم كه راوى لفظ يك حادثه را گفته است ، در اين صورت احتمال حذف برخى از مضامين را مىدهيم ، و با علم به وثاقت راوى نمىشود از اين احتمال دست برداشت ، زيرا آخرين چيزى كه راوى ثقه تعهد مىكند و به عهده مىگيرد همان است كه تمام مطالب مربوط به يك رويداد را نقل كند ؛ لكن وقتى كه پيامبر و يا امام مىخواستهاند به دو حادثه و رويداد اشاره كنند و پرده از روى دو واقعيّت بردارند و راوى فقط يكى را گفته است ، نقل فقط يكى از دو حادثه به وثاقت او ضررى نمىزند .
( 3 ) احتمال اينكه نقل دو مضمون يا دو حادثه به همراه يكديگر در معناى روايت تأثير داشته باشد ، در ساير روايات معمولا وجود ندارد ؛ ولى در روايات مورد بحث ما اين احتمال هميشه مطرح است ؛ و بلكه مىتوان گفت كه در آنها اين مسأله از حدّ احتمال هم فراتر مىرود . زيرا ما در بررسى و تحقيقات خود نيازمند به فهميدن ارتباط و پيوستگى مسائل با يكديگر و ترتيب و تسلسل زمانى آنها هستيم ، و بايد جهتگيرى شخصيتها و صاحبان آن رويدادها را بشناسيم و برنامهريزيها و خطوط الهى را در آن حوادث در نظر داشته باشيم . و وقتى كه فقط يك حادثه را بشناسيم ، نمىتوانيم اين پيوستگيها و خطوط ارتباطى آنها را به يكديگر تشخيص بدهيم ، لكن اگر ديگر رويدادهاى جنبى را فهميديم ، روابط بين آنها را نيز به درستى خواهيم دانست .
لذا بايد روشى را در پيش بگيريم كه بتوانيم از اين گونه اشكالات و دشواريهاى مربوط به سنديّت حديث رهايى يابيم .
تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: سيد حسن افتخارزاده
ص٢١٦