( 1 ) 1 ) اين روايات از رويدادهايى خبر مىدهد كه در آيندهاى بسيار دور كه امكان ندارد آيندگان براى گذشتگان خود گواهى دهند اتفاق مىافتد ، و لذا هميشه احتمال وقوع و صدق آن داده مىشود و دروغگو و جعلكننده بيش از اين احتمال را هم لازم ندارد ؛ در هر زمانى اگر اتفاق نيفتد ، گفته مىشود كه شايد در قرنهاى آينده باشد . و در اين صورت دروغ گفتن راوى ، سرّى غير قابل شناخت خواهد شد .
( 2 ) 2 ) بسيارى از اين روايات - به طورى كه خواهيم ديد - با عبارات و كلماتى رمزى و مجمل گفته شده ، به طورى كه مىتوان آنها را بر چندين رويداد و حادثه تطبيق كرد ، و لذا هر نسلى و در هر زمانى به خود مىگويد : شايد مقصود از اين روايت ، همين حادثهء زمان ما باشد ؛ و احتمال دارد حادثهاى ديگر در زمانى ديگر باشد ، و باز سرّ دروغگو قابل كشف نيست .
( 3 ) 3 ) در مورد گروهى از اين روايات لااقل اين احتمال وجود دارد كه بعد از وقوع آن رويدادها جعل شده باشند و به شخصى پيش از زمان حدوث واقعه نسبت داده شده باشند . و در اين صورت است كه پژوهشگر و بررسىكننده آن را مطابق با واقع مىبيند ، با اينكه در اصل دروغ بوده و جعل شده است .
و در اين حالت طبيعى است كه جعل كنندهء حديث ، كمتر احتمال آبروريزى و رسوايى خود را مىدهد ؛ زيرا آنچه جعل كرده ، با واقعيّت منطبق است .
( 4 )
امر دوم : نقل به معنى
اين فقط يك احتمال نيست ، بلكه واقعيّت داشته و بسيارى از روايات و احاديث ، نقل به معنى شده است ؛ يعنى عبارات روايت از معصوم و امام نيست ، بلكه معنى از امام و عبارات از راوى حديث مىباشد .
نقل به معنى ممكن است در روايات معمولى ، همچون احاديث احكام يا روايات اعتقادى چندان زيانى نداشته باشد ؛ زيرا لفظ و يا مرادف آن و يا جمله و شبيه آن معنائى مشابه و نزديك به هم را مىرسانند ؛ و وقتى كه راوى مورد اطمينان باشد و معلوم باشد كه درست ضبط كرده و فهميده است ، بر فرض كه