( 1 )
فصل اوّل بررسى و جداسازى روايات مربوطه و به دست دادن قواعدى كلّى براى فهم آنها
در اين فصل رواياتى را كه در اين بخش مورد استشهاد و استدلال قرار مىگيرد ، بررسى كرده و آنها را از ديگر روايات مشابه ، از جهت مورد و مفهوم آنها مشخص مىسازيم . و نيز قواعد و دستوراتى عمومى براى فهميدن آنها ، پيش از آنكه به تفصيل معناى آنها بپردازيم ، - چنان كه بخش آينده را به آن اختصاص دادهايم - عرضه مىداريم .
بهتر آن است كه به بررسى اين موضوع در ضمن چند جهت بپردازيم :
( 2 )
جهت اوّل : بررسى اخبار و تشخيص اندازهء نياز ما به آنها
ما هرگاه بخواهيم از سطح دينى و رشد مذهبى يك جامعه در يك زمان آگاه شويم ، معمولا به تاريخ آن دوره مراجعه مىكنيم و رويدادها و حوادثى را كه بر ميزان رشد مذهبى آن جامعه دلالت دارد در نظر مىگيريم . و اين راه درستى است ، ولى به اين شرط كه تاريخ در بازگو كردن رويدادها به ما جوابى مثبت دهد و حادثهاى را ناديده نگرفته باشد ؛ لكن تاريخنويسانى كه ما مىشناسيم ، نوعا مطالب و حقايق بسيارى را از قلم انداخته و از سه جهت داراى كمبودهايى مىباشند :
جهات نقص در كتب تاريخى
: ( 3 ) 1 ) برخى از رويدادهاى تاريخ را از قلم انداخته و به انگيزههاى گوناگون از