تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الغيبة الكبرى ( تاريخ غيبت كبرى ) ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
( 1 ) معناى ديگرى نيز ممكن است براى اين فراز در نظر گيريم كه با معناى نخست اندك تفاوتى دارد ؛ و آن اين است كه حادثه را به معناى كشتار نگيريم ، بلكه برنامه‌ريزيها و سياست‌بازيها و نقشه‌كشيهايى باشد كه به منظور سختگيرى و آسيب‌رسانى به مؤمنان اعمال مىكنند كه در رأس اين گروه شخصى منافق و زشتكار كه ريختن خون بىگناهان را روا مىداند قرار گرفته است ، نه اينكه حتما خون شخص معينى را ريخته باشد ، بلكه ذاتا خون‌آشام است و ريختن خون بىگناهان در نظر او اشكالى ندارد ، گرچه بر اثر دعاى حضرت نقشه‌كشى و برنامه‌ريزى يك چنين آدمى به هدف نمىرسد و در كار خود موفق نمىشود . ( 2 ) به هر يك از دو معنى كه بگيريم ، نمىتوانيم اين حادثه را در تاريخ نشان بدهيم و مشخص كنيم ؛ چه بسيار بزرگانى كه مورد هجوم قرار گرفته و در راه خدا به شهادت رسيده‌اند ، همچون شهيد محمّد بن مكى ، ملقب به « شهيد اوّل » و شهيد زين الدين عاملى ، ملقب به « شهيد ثانى » و قاضى نور اللّه شوشترى ، ملقب به « شهيد ثالث » و ديگر شهيدان ؛ و چه بسيار سمينارها و گردهم‌آييهايى كه عليه جوامع مؤمنين در دنيا تشكيل مىشود ، و از هم پاشيده شدن آنها ، جز با دعاى حضرت انجام ناشدنى است . و قبلا گفتيم كه دعاى مؤثّر و مستجاب ، خود يكى از بهترين راههاى مفيد و نيكوست كه براى فرد و جامعه وجود دارد و اثرى ژرف و نتيجه‌اى برتر بر آن مترتب است . مؤمنان به وسيلهء دعا از شدّت و آسيب نيرنگ دشمنان در امان مىباشند . بنابراين بايد دل به دعاى امام بزرگوار خويش محكم دارند - همانطور كه امام خود اين چنين دستور داده است - و هرگاه ملتزم به رفتارى نيكو و كارى صحيح و شايسته بشوند ، فرجام كارشان نيكو خواهد بود . ( 3 ) نكتهء پنجم : حضرت سفارش به خودسازى مىنمايد و اين نخستين سنگ بناى اصلاح جامعه و رهايى از آشفتگيهاى سياه و تاريك و گمراه‌كننده و آسايش و موفقيت در آزمايش بزرگ خداوندى است ، و بدون آن انسان در پايه‌هاى ايمان راستين خود زيان كرده و به كژى و تباهى دنيا و آخرت مىگرايد . و لذاست كه مىبينيم